نيز به دليل فعل و عمل صحابه بدون اينكه مورد انكار واقع شوند ، چون مطلقا و به طور كلّى دليل براى عمل به مفهوم نداريم و ثانيا احاديث آنان از ائمه هدى ( عليهم السّلام ) وجود دارد .
موضوع ديگر اين است كه حرّ و آزاد با شرايطى در مقابل حرّ و آزاد كشته مىشوند :
1 - هر دو در « اسلام » و « عقل » يعنى : در مسلمانى و عاقل بودن مساوى و برابر باشند .
2 - قاتل ، پدر مقتول نباشد : البتّه بر خلاف نظر مالك در دوّمى و اينكه آيا مادر حكم پدر را دارد يا نه ؟ از نظر ما چنين نيست ، بلكه مادر در برابر فرزند كشته مىشود ، امّا از نظر فقها مادر حكم پدر را دارد ، امّا قتل و كشتن فرزند در برابر پدر اجماعى است ، و نيز كشتن يك جماعت و گروهى در مقابل يك نفر اجماعى است ، به دليل قول رسول خدا ( صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) كه فرمودند : « اگر طائفه ربيعه و مضر بر كشتن يك فرد مسلمان ، اجتماع كنند ، همهء آنان در برابر او قصاص و كشته مىشوند » و لكن از نظر ما شيعه بايد ديه ما زاد بر يك نفر ، پرداخت شود .
3 - امّا بيان اين سخن خداى متعال كه مىفرمايد :
« فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ »
تا آخر ، گفته شده است : « عفى » به خودى خود متعدّى نمىشود و مفعول نمىگيرد ، و فايده و نتيجه آن اشعار و اعلام اين است كه « عفو » بعض و جزئى از يك جرم مثل عفو كلّ در اسقاط و متوقّف شدن قصاص است . « 1 »
پس بنابر اوّل « عفى » متعدّى به « عن » و راجع به « جانى و گناهكار » مىباشد : « تعدّى به عن » مثل اين سخن خداى متعال است كه مىفرمايد : « عفا اللّه عنك » ؛ خداوند تو را بخشيد « 2 » و « عفى اللّه عنها » ؛ « خداوند آنها را بخشيد » . « 3 »
پس وقتى « عفى » با « عن » متعدّى شود ، قطعا با لام هم كه راجع به جانى است ، متعدّى مىشود ، بنابراين آيهء گويا چنين است : « كسى كه چيزى از جنايتش از طرف برادر دينىاش يعنى : « ولىّ دم » به او عفو و بخشيده شود . و ذكر لفظ « أخوّت » در « من اخيه » كه از نظر « جنس و اسلام » بين آن دو ثابت است ، براى اين است كه نسبت به او رقّت ، و دلسوزى و عطف توجّه شود .
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 18 ، ص 211 ، شماره ، 22527
( 2 ) . سورهء توبه ، آيهء ، 43
( 3 ) . سورهء مائده ، آيهء 10 .