وى ، ازدواج كند ، همان خود شوهرش بوده باشد كه با عقد جديد بخواهد دوباره با او ازدواج كند .
4 - در وضع حمل ، كنيز و زن آزاد هر دو يك حكم را دارند ، امّا در ماههاى عدّهء كنيز نصف عدّهء زن آزاد است .
« وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ » ؛
يعنى : هر زن و مردى كه در احكام الهى ، تقوى ، پيشه كند ، كارها برايش آسان مىشود .
* * *
[ 338 ] آيهء پنجم :
« يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا نَكَحْتُمُ الْمُؤْمِناتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَها فَمَتِّعُوهُنَّ وَ سَرِّحُوهُنَّ سَراحاً جَمِيلًا »
« 1 » ؛
« اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! ، هنگامى كه با زنان با ايمان ، ازدواج كرديد و قبل از همبستر شدن آنها را طلاق داديد ، عدّهاى براى شما بر آنها نيست كه بخواهيد حساب آن را نگاه داريد ، آنها را با هديّهء مناسبى بهرهمند سازيد و به طرز شايستهاى رهايشان كنيد » .
فوايد :
1 - « نكاح » در قرآن فقط به معناى « عقد » آمده است و اين دليل بر آن است كه فقط « نكاح در عقد » حقيقت شرعيّه است ، و ثانيا : اگر بگوييم در « وطى » استعمال شده است ، معناى آن اين است كه : اين لفظ در لغت به معناى « وطى » است امّا حقيقتا در شرع چنين نيست ، زيرا دأب قرآن در وطى آنست كه با الفاظى مانند « ملامسة » ، « مقاربة ، « تغشّى » ، « اتيان » و « دخول » و « وطى » كه تمام اينها كنايه مىباشند در حالى كه لفظ صريح در لغت براى وطى فقط « نيك » ( داخل نمودن ) مىباشد .
2 - مراد از
« مِنْ قَبْلِ أَنْ تَمَسُّوهُنَّ »
قبل از وطى مىباشد و خلوتى كه خالى از جماع باشد ، به منزلهء جماع در ثبوت عدّه و استقرار تمام مهر نيست ، بر خلاف نظر ابى حنيفه كه ( مجرّد خلوت با زن را حتّى اگر جماعى هم صورت نگرفته باشد ) ، موجب عدّه و استقرار تمام مهر مىداند ) .
3 - در
« فَما لَكُمْ عَلَيْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ »
تنبيه بر اين است كه عدّه حقّ زوج است ، زيرا فقط در آن مدّت حقّ رجوع براى زوج است ، نه بعد از آن و زن اگرچه حقّ نفقه و
هامش
( 1 ) . سورهء مباركهء احزاب ، آيهء 49 .