زن عرض كرد : چه كسى بيشترين حق را بر گردن زن دارد ! فرمود : شوهرش .
عرض كرد : حقوق من نيز ، مثل حقوقى است كه او بر من دارد ، فرمود : حتّى از هر صد حقّ مرد ، يكى براى تو نيست . زن عرض كرد : قسم به خدايى كه تو را مبعوث كرد ، هيچ مردى تا ابد مالك من نخواهد شد . « يعنى تا آخر عمر ازدواج نخواهم كرد » « 2 »
و نيز فرمود : « اگر كسى را امر مىكردم كه براى كسى سجده كند ، امر مىكردم كه زن براى شوهرش سجده نمايد » . « 3 »
مرد و حق رجوع : 5 - از ذكر كلمهء « حقّ » استفاده مىشود كه بر زن بعد از رجوع مرد بر وى واجب است كه از او اطاعت كند و فرمان بردارى نمايد . و همين سبب ذكر آن در اينجاست .
6 - اگر قائل شويم كه حيض با حامله بودن جمع مىشود ، آيه در اين صورت حكم آيهء مخصوص به زنا غير حامله مىشود و الّا ( اگر قائل به عدم جمع حيض و حمل باشيم ) آيه شامل زن حامله نمىشود ، چون شرط حكم مذكور در آيه كه همان « حصول پاكى » است ، منتفى است . ( يعنى : در صورت اوّل خروج زن حامله تخصيصى است و در صورت دوّم ، تخصّصى ) .
* * *
[ 337 ] آيهء چهارم :
« وَ اللَّائِي يَئِسْنَ مِنَ الْمَحِيضِ مِنْ نِسائِكُمْ إِنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أَشْهُرٍ وَ اللَّائِي لَمْ يَحِضْنَ وَ أُولاتُ الْأَحْمالِ أَجَلُهُنَّ أَنْ يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ ، وَ مَنْ يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَلْ لَهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْراً » ؛
« 1 »
« و از زنانتان ، آنان كه از عادت ماهانه مأيوسند ، اگر در وضع آنها ( از نظر باردارى ) شك كنيد ، عدّهء آنان سه ماه است و همچنين آنان كه اصلا عادت ماهانه ندارند ، و عدّهء زنان باردار اين است كه بار خود را بر زمين بگذارند ( وضع حمل نمايند ) و هر كس تقواى الهى پيشه كند ، خداوند كار را بر او آسان مىسازد » .
روايت شده كه وقتى آيهء سابق دربارهء عدّهء زنانى كه داراى حيض و طهر بودند ، نازل شد ، برخى گفتند : پس عدّهء زنانى كه حايض نمىشوند ، چيست ؟ كه اين آيه نازل شد .
هامش
( 1 ) . سورهء مباركهء طلاق ، آيهء 4 .
( 2 ) . غوالى اللئالى ، ج 3 ، ص 310 ، حديث 135 .
( 3 ) . دعائم الاسلام ، ج 2 ، ص 216 ، حديث 798 .