تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢

فوائدى چند :

1 - راوندى گفته است : در آيه دلالت بر جواز نكاح با كنيزان است بدون شرط عدم توانگرى و خوف سختى مىكند و در اين دليل نظرى است چون مطلق حمل بر مقيّد مىگردد جائى كه معارضه باشد . 2 - در آيه به دو وجه اشاره به وجود شرط ايمان در نكاح شده است ؛ اوّل
« وَ لَأَمَةٌ مُؤْمِنَةٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكَةٍ »
و
« لَعَبْدٌ مُؤْمِنٌ خَيْرٌ مِنْ مُشْرِكٍ »
و ديگرى تعليل اين مطلب است كه فرمود :
« أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ »
و شكّى نيست كه مخالف دعوت به آتش مىنمايد ، بنابراين ازدواج با مخالف و به ازدواج مخالف درآمدن . جايز نيست . بله ، چون عقل زن كامل نيست و زود تأثير قرار مىگيرد از اينرو ، نكاح مرد مؤمن ( شيعه ) با زن سنّى جايز است ، ولى عكس آن جايز نيست و به همين دليل نيز گفته شده است كه : « زن از دين شوهرش اخذ مىكند » . « 1 » 3 - در تعليل آيهء
« أُولئِكَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ »
اشاره به اين است كه : اين نكاح گناه كبيره است . همچنين نكاح ، مستلزم دوام آن گناه است و گناه اگر صغيره هم باشد ، با اصرار بر آن ، صغيره باقى نمىماند و ( تبديل به كبيره مىگردد ) . 4 - برخى گفته‌اند : در اينكه نهى آيه ، إفاده حرمت مىكند ، شكّى نيست ، امّا فايدهء فساد عقد ( عدم صحّت عقد ) را ندارد ، چون گفته شده است كه « نهى در عبادات » موجب بطلان نيست . جواب داده شده است كه : همچنان كه در اصول آمده است ، اگر نهى در معامله به ذات آن شىء يا جزء آن و يا لازمهء آن تعلّق گيرد ، موجب فساد آن معامله است ، مثل بيع و ربا . در اين صورت مىگوييم : در نكاح اگر حقيقت در عقد ، يا وطى و يا مشترك ( لفظى ) بين آن دو است ، نهى متوجّه خود نكاح يا لازمهء آن مىشود و مفسد فساد آن خواهد بود كه اين مطلوب ، است . 5 - در اينكه اگر ذمّى ، مسلمان شود ، نكاح وى باقى مىماند . ( و باطل نمىشود ) ، اختلافى نيست . پس مخصصّ عموم به اجماع فقها و نصّ روايات
« وَ لا تَنْكِحُوا الْمُشْرِكاتِ »
و
« وَ لا تُمْسِكُوا بِعِصَمِ الْكَوافِرِ »
مىباشد .
هامش
( 1 ) . مستدرك الوسائل ، ج 8 ، ص 327 ، شمارهء 9568
كنز العرفان في فقه القرآن — صفحة 682 | المقداد السيوري / بخشايشى / عبد الرحيم عقيقي بخشايشي