اين معنا نيز از « عال الميزان » است ؛ زمانى كه ترازو ، وزن را كمتر از وزن واقعى نشان دهد ، گفته مىشود : ترازو نيز مثل ظالم ، از حق منحرف مىشود .
فوايدى چند :
1 - در شأن نزول آيه ، أقوال مختلفى وجود دارد :
قول اوّل : اعراب از سرپرستى أيتام إجتناب مىكردند ، ولى از زنا دورى نمىجستند كه به آنان گفته شد : « شما كه از گناهى دورى مىكنيد ، از گناه ديگرى كه مثل آن است ، نيز بايد اجتناب نماييد ؛ چرا كه هر دو در قبح ارتكاب گناه ، مشترك مىباشند » .
قول دوّم : وقتى اين آيه نازل شد كه : « خوردن مال ايتام » معصيت مىباشد ، آنها از سرپرستى يتيمان ، اجتناب مىكردند ، امّا از كثرت همسران و از بين بردن حقوق آنها ، إبايى نداشتند كه اين آيه نازل شد تا كمتر ازدواج كنند كه مستلزم سهولت جريان عدالت بين زنان بوده باشد .
قول سوّم : زمانى كه شخصى دختر يتيم خوش قيافهاى را مىيافت كه ثروتى نيز داشت ، به طمع ثروت با او ازدواج مىكرد كه در نتيجه عدّهاى از دختران يتيم ( به عنوان همسر ) دور وى جمع شدند و آن شخص از اداى حقوق زناشوئى آنها عاجز مىشد كه اين آيه نازل شد . « 1 » يعنى : اگر مىترسيد كه در مورد دختران يتيم نتوانيد عدالت را رعايت كنيد ، با غير دختران يتيم ازدواج نماييد » . هر سه اين قول ، محتمل است كه صحيح بوده باشد .
2 - امر در اين آيه همانند امر در آيهء قبل است . مباحث آن نيز همان است كه در آيهء قبل مطرح شد .
3 - اگر « طيّب » را به « موافق طبع » تفسير نماييم ، در اين صورت عموم آيه با آيهء محرّمات ازدواج تخصيص مىخورد ، كه بعدا بحث خواهيم نمود .
4 - زمخشرى گفته است : دليل اينكه خداوند آيه را با صيغههاى معدول (
مَثْنى وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ
) آورد ، نه با صيغههاى اصلى ( اثنين اثنين ، ثلاث ثلاث و أربع أربع ) اين است كه : چون خطاب به فراگيرى جميع است ، پس بايد هر كدام را تكرار مىكرد تا آنگاه اذن به آن فرد ناكحى مىرسيد كه ارادهء جمع بين هر تعدادى را كه در آيه مشخص شده است ، مىكرد . چنان كه به جماعتى بگويى : « اين مال را دو درهم ، دو
هامش
( 1 ) . رجوع شود به الدّر المنثور ، ج 2 ، صفحه 118 و 119 .