فرمود : « كسى بعد از مسلمان شدن فائدهاى بالاتر از همسر مسلمان نبرده است كه وقتى به وى نگاه كند خوشى احساس كند و اگر به وى امرى كند او اطاعت كند و وقتى از همسرش دور شود او در مورد خودش و مال همسرش ، از وى محافظت نمايد . » « 1 »
نوع اوّل : در مشروعيّت نكاح و اقسام آن :
در اين بخش آياتى وجود دارد :
[ 291 ] آيهء اوّل :
« وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ » ؛
« 2 »
« كسانى را كه همسر ندارند به ازدواج آوريد . خواه شايستگان از زنان و خواه از مردان ، اگر فقير و نيازمند باشند خداوند از فضل خود آنان را بىنياز مىسازد خداوند وسعت دهنده و دانا است » .
« الايامى » : همانند « يتامى » مىباشد در اينكه هر دوى آنها از مقلوبات مىباشند ( كه ) جمع « أيم » و « يتم » مىباشند و اصل آن دو « أيايم » و « يتايم » مىباشد .
« ايّم » به زنى گفته مىشود كه همسرى ندارد ، باكره باشد يا نباشد ، همچنين به مرد بىهمسر نيز « أيمّ » گفته مىشود .
شاعر نيز گفته است :
فإن تنكحى أنكح و إن تتأيمّى * و ان كنت أفتى منكم أتأيمّ « 3 »
محبّ افندى در شرح شواهد مىگويد : « و إن كنت أفتى منكم » جمله معترضهاى است كه به محبوبهاش خطاب مىكند و به او مىگويد : بر هر دو حالت تزويج و تجرّد ، با تو موافقت مىكنم . در لسان العرب در لغت « اىم » و مجمع البيان ج 7 صفحه 139 ، ضبط بيت دوم چنين است : مد الدهر ، ما لم تنكحى أتأيمّ .
أحبّ الأيامى إذ « بثينة » أيمّ * و أحبنت لمّا أن غنيت الغوانيا « 4 »
هامش
( 1 ) . تهذيب الاحكام ، ج 7 ، ص 240 ، شمارهء 1047 .
( 2 ) . سورهء نور ، آيهء 32 .
( 3 ) . اين بيت را طبرى در جلد 18 صفحه 125 و ابى عبيده در مجاز القرآن جلد 2 صفحه 65 و رازى در تفسير ( چاپ جديد ) جلد 23 صفحه 210 و كشّاف در جلد 2 صفحه 386 آوردهاند .
( 4 ) . اين بيت سرودهء جميل بن مغمر العذرى يار « بثينه » مىباشد كه قبلا به شرح حال وى اشاره شد و اين بيت را طبرى در ج 18 ، صفحهء 125 و مجمع البيان ، ج 7 ، صفحهء 139 و لسان و صحاح در « غ ن ى ط » آوردهاند . در صحاح گفته است كه : نمانيه يعنى كنيزى كه به همسر خود تفنّى مىكند .