مىمانند و هنگامى كه باد آنها را به جنبش در مىآورد ، سروصدا به گوش مىرسد 3 .
( 1 ) . مىپندارند كه اين شايد يكى از انواع
Pandanus
باشد ؛ ماللهند ، 608 ، يادداشت 53 . در نسخهء فارسى حذف شده است .
( 2 ) . چند واژه با لكه پوشيده شده و ترجمه به مفهوم صورت گرفته است .
( 3 ) . لهاصوت ،
II , Vullers
، 1430 : « ميوههاى اين درخت قيافه انسان و ديگر حيوانها را دارند و از آنها صداهاى عجيب و غريب به گوش مىرسد » . در فرهنگهاى عربى : شجر تتخذ منه الدّوىّ - « درختى كه از آن دوات مىسازند [ دوى جمع دواة ] » ، ممكن است در آنها اشتباهى روى داده و « دوى » ( سروصدا ، خشخش ) به « دوىّ » ( دوات ) تبديل شده باشد .
حرف ه ( ها )
1083 . هال بوا 1
ارجانى : اين « خيربوا » 2 است ، لطيفتر از هل . . . 3 ، مىگويند كه اين « خيربوا » فارسى است ، آن را « هل نر » 4 مىنامند .
حمزه : هيلبوا همان . . . 5 ، به سريانى شوشمانيا 6 ، به هندى ششمير 7 ، شوقشمير 8 و همچنين هيل . . . 9 [ ناميده مىشود ] . ششمير « هل ريز » و هيل - « خيربوا » 10 است .
الرسائلى : ششمير 11 همان « هال » است .
يحيى و خشكى : [ هال ] مانند خردهريزهاى هل ريزريز شده ريز است و هر دو آنها از نظر بو به يكديگر نزديكاند . آن در تركيب عطرهاى مرطوب زنانه وارد مىشود . آن را از سفاله مىآورند 12 و آن بهتر از هل و براى معده بسيار پسنديده است .
حمزه « هيلبوا » [ مىنامد ] .
رازى : جانشين [ هالبوا ] كبابه است و آن را مىتوان جانشين [ كبابه ] كرد .
( 1 ) .
Amomum meleguete Rosc .
يا هل -
Elettaria cardamomum White et Matern .
؛ سراپيون ، 260 ؛ ابو منصور ، 572 ؛ ابن سينا ، 196 ؛ ميمون ، 116 ؛ عيسى ، 25 74 . اين نام فارسى است ، هال و هيل از
el
سانسكريت مشتق مىشود . « بوا » از « بويا » فارسى است .
( 2 ) . خيربوا ، نك . شمارهء 807 ، يادداشت 5 .
( 3 ) . در پى آن واژه پاك شده . . . يقال .
( 4 ) . القاقل الذكر ، نك . شمارهء 807 .