چنين است :
زبان / اصطلاح / درصد
عربى / 1600 / 5 / 35
ايرانى ( فارسى ، گويشهاى محلى آن ، سجستانى و زابلى ) / 1100 / 4 / 24
يونانى ( و به اصطلاح زبان رومى ) / 750 / 6 / 16
سريانى / 400 / 8 / 8
هندى ( و از آن جمله سندى ) / 350 / 7 / 7
لاتين / 15 / -
تركى / 9 / -
واژهها با منشأ ناشناخته / 280 / 2 / 6
از اينجا روشن مىشود كه تعداد كل اصطلاح عربى اندكى بيشتر از يك سوم ، ايرانى و هندى روىهم تقريبا برابر با عربى ، يونانى يك ششم و سريانى دو بار كمتر از يونانى است .
بيرونى براى روشن ساختن اهمّيّت اصطلاحات مىكوشد تا ريشهء آنها را معيّن كند .
از اين لحاظ ، بحث بيرونى دربارهء پيدايش واژهء « صيدنه » و « صيدنانى » جالب است .
بيرونى در مقدمهء صيدنه مىنويسد كه ، حرف « صاد » در اول اين دو واژه معرب حرف « چيم » است و براى تأييد اين انديشه ، يك سلسله مثالهاى مشابه مىآورد : « صين » از « چين » ، « صيمور » از « چيمور » ، « بلوص » از « بلوچ » ، « صرم » از « چرم » مىآيد . بيرونى بر اين پايه نتيجه مىگيرد كه واژهء « صيدنانى » از تعريب « چندنانى » ( بازرگان « صندل » ) كه به نوبهء خود از « چندن » ( درخت صندل ) هندى مىآيد ، ساخته شده است و سپس اصطلاح « چندنانى » كه اينك به معناى بازرگان نه تنها صندل بلكه عطريات بهطور كلى است ، كه عربها به تمام كسانى نسبت دادهاند كه با دارو سروكار داشتند ؛ زيرا به گفتهء بيرونى عربها بين عطار ( بازرگان عطر ) و طبيب تقريبا فرق نمىگذاشتند .
اما بيرونى عقيدهء فرهنگنويسان را كه واژهء « صيدنانى » از نام جانورى شبيه هزارپا مىآيد ، ياوه محض مىخواند . « 201 » شايان ذكر است كه مترجم فارسى صيدنه در اينباره
( 201 ) . نك . همينجا ، ص 158 .
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 62
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٢