زبان سجستانى ( السجزية « 164 » ) : زبان ساكنان سجستان ( سيستان ) است و آنچه درباره زبان زابلى گفته شد ، به سجستانى نيز بايد نسبت داد . واژههاى سجستانى در صيدنه در 50 عنوان ديده مىشود . « 165 » در شمارهء 1014 از « سجستانى قديم » ( السجزية القديم ) و « سجستانى جديد » ( السجزية الحديث ) نام برده شده است . بخش عمدهء اين واژهها در فرهنگهاى فارسى و برخى نيز در فرهنگهاى هندى نوشته شده اما تشخيص بسيارى از آنها ميسر نشده است .
زبان تخارى ( الطخارية ) : علم امروزى زبان تخارى را از گروه زبانهاى ايرانى مىداند كه در تخارستان « 166 » ( ناحيهء تاريخى در كرانهء علياى آمودريا ) متداول است . در سالهاى 1952 - 1957 نوشتههايى به زبان تخارى در حفريات معبد قديمى در سرخكتل ( بغلان « 167 » ) پيدا شده است . اين نوشتهها روى تختهسنگها به خطى با منشأ يونانى نوشته شده و مربوط به سدهء يازدهم است . « 168 » بيرونى دو واژهء تخارى « 169 » را مىآورد كه در فرهنگهاى دسترس ما نوشته نشده است .
زبان كردى ( الكردية ) : زبان كردى زبان ملتى است كه در كردستان ( منطقهء كوهستانى در آسياى صغير ) زندگى مىكنند . اين زبان از گروه شمال غربى زبانهاى ايرانى است . در صيدنه فقط از يك واژهء كردى نام برده شده است . « 170 »
در صيدنه افزون بر زبانهاى ايرانى نامبرده در بالا ، از يك سلسله گويشهاى
( 164 ) . نسخهء فارسى : لغت سگزى قس . اصطلاح امروزى « زبان سكزى » . گاهى نيز لغة سجستان ( نسخهء فارسى : لغت سيستان ) ديده مىشود .
( 165 ) . نك . به فهرست موضوعى « زبان سجستانى » .
( 166 ) . اى . ام . ورانسكى ، مدخلى بر زبانشناسى ايرانى ، ص 207 و 281 .
( 167 ) . بغلان در شمال افغانستان ( در سرزمين باستانى باختر ) واقع است .
( 168 ) . عبد الحى حبيبى ، دانشمند افغانى پيشنهاد مىكند كه زبان اين نوشتهها « كوشانى » ناميده شود اما در همان حال حفظ نام « تخارى » را نيز ممكن مىشمرد . نك . « مادر زبان درى ، تحليل كتيبهء سرخ كوتل بغلان ، عبد الحى حبيبى ، كابل ، 1342 ، ص 4 . » قس . ؛ اى . م . اورانسكى ، مدخلى بر زبانشناسى ايرانى ، ص 207 - 208 .
( 169 ) . نك . شمارهء 504 ، يادداشت 8 و شمارهء 776 ، يادداشت 6 .
( 170 ) . نك . شمارهء 1026 ، يادداشت 7 .
الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى ) — صفحة 53
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٥٣