تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى) — صفحة 84

مساهمون:

ص٨٤
اين چنين ، جان‌هاى آماده شايستگى ادراك مطالبى را دارند كه حواس معمولى ، به سبب پوشش مادى و نرسيدن به قدسيت متناسب با جهان بالا ، از درك آن ناتوان‌اند . افزون بر آن ، آيهء
« نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ . عَلى قَلْبِكَ . . .
بِلِسانٍ عَرَبِيٍّ مُبِينٍ »
« 1 » تصريح مىكند كه آن‌چه از سوى خداوند و توسط جبرئيل امين نازل گرديده ، همين قرآن با متن و لفظ عربى آشكارش است ؛ بنابراين آيه دلالت بيشترى بر خلاف مطلوب استدلال كننده دارد . اين ديدگاه به معمر بن عباد سُلَمى ( متوفاى 215 ) از پيشگامان معتزله « 2 » نسبت داده شده است ، ليك اين نسبت برگرفته از قياس مساوات مىباشد ؛ چه ، او خود بر اين مدعا تصريح نكرده است . اين ديدگاه ، لازمهء سخن و ديدگاه وى در مورد كلام الهى است . او بر اين پندار بود كه كلام ، ذاتاً عرَض است و عرَض نزد معتزله ، حركتى قائم به جسم مىباشد ، از اين رو محال است كه كلام ، قائم ( عارض ) به خداى تعالى باشد ؛ زيرا او محل اعراض قرار نمىگيرد . بر اين اساس ، كلام خداوند ، چيزى نيست جز آن‌چه از محل صدور كلام ، هم‌چون درخت يا انسان ، به نظر مىرسد ، پس كلامى كه از درخت صادر مىگردد ، فعل درخت و كلامِ انسان ، فعل او مىباشد ؛ هرچند به سبب اراده و آفرينش و ايجاد خداوند سبحان است . « 3 » پس هم چنان كه سخنان ما ، برخاسته از ارادهء ماست - البته خاستگاه آن ، جسم ما ( زبان ) مىباشد - سخن خدان تعالى ، برخاسته از ارادهء اوست ، ليك محل صدور
هامش
( 1 ) . شعراء ( 26 ) 193 - 195 . ( 2 ) . وى ابو معتمر ، معمّر بن عمرو است . گفته شده : او همان ابن عباد بصرى است كه بين او و نَظّام ، مناظرات واختلافاتى وجود داشته است . ( سير اعلام النبلاء ، ج 10 ، ص 546 ) . ( 3 ) . در مقالات السلاميّين ( ج 1 ، ص 268 ) چنين آمده است : « فرقهء پنجم ، طرفداران معمّر هستند . آنان مىپندارند كه قرآن عرَض بوده و محال است كه فعل حقيقى خداوند باشد ؛ زيرا آنان محال مىدانند كه اعراض ، فعل خدا باشد . آنان پنداشته‌اند كه قرآن ، فعل مكانى است كه از آن گوش مىرسد ؛ اگر از درختى شنيده شود ، فعل درخت است و اگر از هر مكان ديگر به گوش رسد ، فعل همان مكان مىباشد . »