چنين كردم و پس از آن كه نزديكى تو به من ، به اندازهء فاصلهء دو كمان يا كمتر بود ، تو را نزد كسانى فرود آوردم كه تكذيب مىكنند و آنچه را از جانب من به سويشان آوردهاى ، نمىپذيرند و در راه من مطالبى را مىشنوى كه بر سينهات فشار مىآورد .
اين كجا و آن سينهء گشادهاى كه در معراج داشتى ؟ همچنين هرگز بر اينان - كه رضايتم را از آنان پنهان كردهام - خشم نمىگيرم . »
وى سپس در توضيح اين گفتار مىگويد : « بنگر كه چگونه خداى سبحان ، دوستان خود را در صفت دشمنانش پنهان كرده ؛ و اين از آن رهگذر است كه امَناى خود را از اسم لطيف ايجاد كرد و با نام جميل بر آنان تجلى نمود ، از اين رو فريفتهء او شدند . غيرت ، از ويژگىهاى مُحب و محبوب است ، از اين رو آنان محبت خدا را ، همچون شبلى ، از روى غيرتِ نسبت به او ، پنهان كردند . خدا نيز به جهت همين غيرت ، آنان را پنهان ساخت تا شناخته نشوند و فرمود :
« إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا »
؛ يعنى آنچه را از مشاهدهء اسرار وصل برايشان هويدا گشت ، پنهان كردند .
خداوند فرمود : آماده باشيد كه بايد ذات خود را با پوشش صفات خود ، از شما محجوب دارم ، ولى آنان آماده نگشتند . پس با زبان فرستادگانم در آن جهان ، آنان را هشدار دادم ، ولى آنان نفهميدند ؛ چرا كه در " عين الجمع " « 1 » بودند . خداوند آنان را در " عين التفرقه " « 2 » مخاطب ساخت ، ولى آنها عالم از هم گسسته را نشناختند و بدين جهت ، آماده نگشتند . به سبب غيرت نسبت به حق ، عشق حق بر دلهاى آنان چيره گشته بود [ و آمادگى پذيرش نداشتند . ] خداوند پيامبرش را از سبب ناشنوا شدن آنان در برابر دعوت پيامبر آگاه كرد و فرمود : خداوند بر دلهايشان مُهر زد « 3 » ؛ به گونهاى كه گنجايش ديگرى را نداشتند . نيز بر گوشهاى آنان مُهر زد « 4 » تا تنها سخن او را بشنوند .
بر ديدگان آنان نيز پردهاى است « 5 » از پرتو فروزان حق و فروغ درخشان عظمت حق ؛
هامش
( 1 ) . [ جهان به هم پيوسته و يكپارچه . ]
( 2 ) . [ جهان از هم گسسته و پراكنده . ]
( 3 ) .« خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ » .( 4 ) .« وَ عَلى سَمْعِهِمْ » .( 5 ) .« وَ عَلى أَبْصارِهِمْ غِشاوَةٌ » .