كرده : « توحيد ، بهاى بهشت و حمد ، وفاى شكر هر نعمت است . » « 1 »
[ 1 / 444 ] ابو داوود ، نسائى ، ابن ماجه ، ابن حبّان و بيهقى از ابو هريره از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كردهاند : « هر كار مهم كه با حمد خدا آغاز نگردد ، نا تمام است . » « 2 »
[ 1 / 445 ] بخارى در الأدب المفرد ، از ابن عباس روايت كرده است : « هرگاه يكى از شما عطسه كند و بگويد :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ »
فرشته مىگويد : ربّ العالمين . هرگاه نيز بگويد :
« رَبِّ الْعالَمِينَ »
فرشته مىگويد : رحمت خدا بر تو . » « 3 »
[ 1 / 446 ] بخارى در الأدب ، ابن سنى و ابو نعيم ، هر دو ، در الطبّ النبوى ، از على بن ابى طالب عليه السلام روايت كردهاند : « هر كس هنگام شنيدن عطسه ، بگويد :
« الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
، در هرحالكه باشد ، هرگز درد دندان و گوش به او نرسد . » « 4 »
[ 1 / 447 ] حكيم ترمذى از واثلة بن اسقع از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است : « هر كس نزد عطسه كننده ، بىدرنگ حمد كند ، به دلدرد دچار نشود . » « 5 »
[ 1 / 448 ] حكيم ترمذى از موسى بن طلحه چنين نقل كرده است : « خداوند به سليمان وحى كرد : اگر كسى از پس هفت دريا عطسه كرد ، مرا ياد كن . » « 6 »
[ 1 / 449 ] بيهقى از على عليه السلام چنين روايت كرده است : « رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گروهى از اهل خود را به نبردى فرستاد و عرضه داشت : " بار خدايا ، اين حق از جانب تو بر گردن من كه اگر آنان را به سلامت باز گردانى ، حق شكر تو را به جا آورم . " طولى نكشيد كه آنان به سلامت باز گشتند . رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم گفت : "
« الْحَمْدُ لِلَّهِ »
بر نعمتهاى فراوان خدا . " من گفتم : اى رسول خدا ، آيا نگفتيد : اگر خدا آنان را
هامش
( 1 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 32 .
( 2 ) . همان ؛ نسائى ، ج 6 ، ص 127 ؛ ابن ماجه ، ج 1 ، ص 610 ؛ ابن حبّان ، ج 1 ، ص 173 ؛ الشعب ، ج 4 ، ص 90 ؛ الكبرى ، ج 3 ، ص 208 و 209 ؛ كنز العمّال ، ج 1 ، ص 558 .
( 3 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 32 ؛ الأدب المفرد ، ص 196 ؛ كنز العمّال ، ج 9 ، ص 227 .
( 4 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 32 ؛ الأدب المفرد ، ص 198 ؛ كنز العمّال ، ج 9 ، ص 223 .
( 5 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 32 ؛ النوادر ، ج 2 ، ص 81 .
( 6 ) . الدرّ ، ج 1 ، ص 32 ؛ النوادر ، ج 2 ، ص 82 .