نامگذارى شركتها و مؤسسات ، مرسوم مىباشد . در اين گونه مراكز از نامهاى ساختگىاى استفاده مىكنند كه حروف آن برگرفته از مجموع كلماتى است كه عنوان آن شركت يا مؤسسه را شكل مىدهد ؛ براى نمونه واژهء « متاع » مىتواند نامى رمزى براى « مؤسسهء تجارى ايرانى عالمى « 1 » » قرار گيرد كه ميم اشاره به مؤسسه ، تاء اشاره به تجارى ، الف اشاره به ايرانى و عين اشاره به عالمى دارد .
بنابراين در
« اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ »
نمىتوان گفت كه صاد اشاره به صدق ، راء اشاره به رأفت و الف و طاء اشاره به چنين و چنان است . . . اين ، چيزى جز تكلّفى خنُك نيست . بى ترديد ،
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
، جملهاى مستقل و داراى معناى خاص است ؛ بى آن كه معانى رمزى ديگرى از آن اراده شده باشد كه حروف كلمات آن ، بدان اشاره كند ؛ مگر آن كه تكلّف در سخن صورت پذيرد ؛ يا كسى در راستاى دگرگونسازى و زشت جلوه دادنِ چهرهء تفسير بكوشد . البته با آگاهى از بازىِ دستى اسرائيلى ( حديث پيش گفته از كعب الاحبار ) در اين نقش ، تلاشهاى ياد شده دور نمىنمايد .
انتساب چنين سخنانى به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم بر ناپسندىِ اين كار مىافزايد و پس از آن ، انتساب آن به بزرگ عترت ، امام صادق عليه السلام جاى شگفتى ندارد ؛ چنان كه ظاهرگرايانِ محدّث و در پى آنان ، طرفداران تأويل در كلام ، آن را به حضرت نسبت دادهاند .
[ 1 / 348 ] كلينى با سند خود از احمد بن محمد بن خالد برقى « 2 » از قاسم بن يحيى « 3 » از جدّش ، حسن بن راشد « 4 » از عبداللَّه بن سنان روايت كرده است كه وى گفت : « از امام صادق عليه السلام دربارهء تفسير
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
پرسيدم . » امام
هامش
( 1 ) . جهانى .
( 2 ) . وى از افراد ضعيف ، بسيار روايت مىكرد و بر روايات مرسل اعتماد مىكرد . قمىها به او انتقاد مىكردند .
( 3 ) . شرح حال نويسان وى را تضعيف كردهاند .
( 4 ) . پناهندهء بنى عباس . هر يك از مهدى و موسى و هارون ، وى را به وزارت برگزيدند . شرح حال نويسان او راتضعيف كردهاند .