شدند ] : درخواستها و الزامات موسى كه بر آنان مسلط گرديد ؛ تسبيح گفتن كوهها [ به همراه داوود ] : مردانى استوار در دين ؛ جنّيانى كه سليمان مالك آنها گرديد : باطن آن زمان ؛ شياطين [ كه به فرمان سليمان كار مىكردند ] : ظاهر گرايانى كه به اعمال سخت وادار شدند . . . تا آخر اشتباهايى كه از ايشان نقل شده كه عين كم خردى و خيالپردازى است و موجب خندهء شنونده مىشود . »
تأويلهايى پذيرفتنى
شاطبى در ادامه ، تأويلاتى از پيشينيان و از برخى اهل علم را يادآور مىشود كه احتمال پذيرش آنها وجود دارد . وى گويد : « در قرآن ، تفاسير مبهمى رخ نموده است كه مىتواند از نوع تأويل باطل يا از قبيل باطن صحيح باشد . اين تفاسير به گروهى از اهل علم نسبت داده شده و برخى از اين تفاسير منسوب به پيشينيان صالح است .
حروف آغازگر سورهها از اين جمله است ؛ حروفى همچون " الم " ، " المص " ، " حم " و مانند آنها كه به چند شكل تفسير شدهاند . برخى از اين تفاسير هماهنگ با مفهومى صحيح مىباشند و بخشى ديگر اين گونه نيستند .
از ابن عباس دربارهء " الم " نقل مىكنند كه الف : اللَّه ؛ لام : جبرئيل ؛ ميم : محمد .
اين نقل اگر صحيح باشد ، مبهم است ؛ چرا كه اين گونه تصرف در كلام عرب به صورت مطلق ( بدون قرينه ) وجود ندارد . نمونههايى از اين دست ، تنها در صورت وجود دليلى لفظى يا حالى به كار رفته است ؛ چنان كه راجز گويد :
قلت لها : قفى قالت : قاف * لاتحسبى أنّا نسينا الإيجاف « 1 »
( به او گفتم : بايست ؛ گفت : ايستادم . مپندار كه ما تاختن را از ياد بردهايم . )
ديگرى گفته است :
نادوهم ألا ألجموا ألا تا * قالوا جميعًا كلّهم : ألا فا « 2 »
( آنان را صدا زدند كه هان ، لگام بر [ دهان ستوران ] زنيد و سوار شويد . آنان
هامش
( 1 ) . منظورش از « قاف » ، « وقفتُ » است .
( 2 ) . مرادش « ألا تركبون » و « ألا فاركبوا » است .