اشاره شده است :
« وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ »
« 1 »
»
.
4 . برگرفته از « وَلَه » به معناى تحيّر ناشى از شدت شادى يا ترس و پناه بردن به ركنى محكم است . گفته مىشود : « وَلَه الصبى إلى أُمّه » ؛ يعنى كودك به مادرش پناه برد . نيز گفته مىشود : « ولهت الأُمّ إلى ولدها » ؛ يعنى مادر به فرزندش محبت ورزيد .
ابن انبارى گويد : « گفته شده : اصل آن ، " ولاه " از " وَلَه " است ؛ چرا كه در نيازها [ و سختىها ] به او پناه برده مىشود . آن گاه واو مكسور را به همزه تبديل كردند ؛ مانند " وشاح " كه تبديل به " إشاح " و " وسادة " كه تبديل به " إسادة " شده است . »
راغب گويد : « اين نام گذارى بدان جهت است كه هر مخلوق به سوى او پناه مىبرد كه اين پناه بردن يا صرفاً با تسخير [ و به صورت تكوينى و غير اختيارى ] است ؛ چنان كه در جمادات و حيوانات وجود دارد ؛ يا با تسخير و اراده است ؛ مانند برخى از انسانها . به همين روى ، برخى از حكما گفتهاند : خداوند ، محبوب همه چيز است . اين آيه نيز بر آن دلالت دارد :
« وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ »
« 2 »
»
.
بنابراين اصل إله ، « وِلاه » به معناى « مألوه إليه » ( پناه برده به او ) مىباشد . تبديل واوِ آغازين واژه به همزه نيز در زبان عرب شايع است ؛ مانند « أناة » كه اصل آن « وناة » ( صبر كردن ) بوده است . « 3 » نيز مانند « أجم » كه در اصل « وجم » بوده است ؛ به معناى « چهرهاش از شدت خشم ، در هم كشيده شد . » « 4 » همچنين مانند « أحد » كه در اصل « وحد » و « أسماء » ( نام زن ) كه در اصل « وسماء » بوده است . نيز گفته شده : « أخذ » در اصل « وَخذ » بوده است ؛ به دلايلى كه رضى در شرح شافيه آنها را ياد كرده است . « 5 »
هامش
( 1 ) . حديد ( 57 ) 3 .
( 2 ) . اسراء ( 17 ) 44 : « چيزى نيست مگر آن كه در حال ستايش ، تسبيح او مىگويد ، ولى شما تسبيح آنها را در نمىيابيد . »
( 3 ) . در لسان العرب آمده است : « امرأة ، وناة ، أناة و أنيّة ؛ يعنى بردبار ( و باوقار ) . همزهء آن ، بدل از واو است . »
( 4 ) . وجوم : گونهاى سكوت بر خشم كه اثر آن در چهره هويدا گردد .
( 5 ) . بنگريد به : شرح شافيه ، ج 3 ، ص 79 .