در حالى كه نزول نيافته است . اين مسأله روشن مىباشد و نياز به توضيح ندارد . » « 1 »
بنگر كه چگونه وى روايات ياد شده را - با وجود سندهاى صحيحى كه براى آنها گفته مىشود - به گونهاى قاعده مند بررسى كرده و با روشى علمى و در پرتو هدايت قرآن و نور عقل رشيد ، به نقد كشيده است .
مفسر ژرفانديش ، سيد قطب نيز همين شيوه را در پيش گرفته ، مىگويد : « اين روايات با اصول عصمت پيامبر در فعل و تبليغ ، مخالف است . نيز اين روايات با اين اعتقاد كه هر كردار و گفتار او ، سنت و شريعت مىباشد ، نمىسازد . افزون بر اين ، روايات ياد شده در مقابل تصريح قرآن مبنى بر نفى مسحور بودن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و تكذيب اين اتهام مشركان قرار مىگيرد ، بدين جهت ما اين روايات را دور [ از حقيقت ] مىشمريم . از طرفى ، اخبار واحد در باب عقيده ، پذيرفتنى نمىباشد و مرجع ، قرآن مىباشد . تواتر ، شرط پذيريش احاديث در اصول اعتقادى است ؛ در حالى كه اين روايات متواتر نيستند . افزون بر آن ، بنابر ديدگاه صحيحتر ، اين دو سوره [ معوذتين ] در مكه نازل شدهاند و همين نكته ، اساس روايات ياد شده را سست مىكند . » « 2 »
سيد محمد رشيد رضا گويد : « اگر روايات ، همچون نقد سندى ، از جهت مفاد متن نيز به نقد كشيده مىشد ، متون روايات بر بسيارى از سندها ، نقض وارد مىساخت . » « 3 »
ما دربارهء پندار واهى سحر شدن پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ساختگى بودن روايات آن ، به صورت كامل بحث كردهايم . « 4 »
همچنين محقق ژرف انديش و آگاه ، علامه تسترى در كتاب خود « الاخبار
هامش
( 1 ) . تفسير شيخ محمد عبده ، جزء عمّ ، ص 181 و 182 .
( 2 ) . فى ظلال القرآن ، ج 8 ، ص 710 .
( 3 ) . المنار ، ج 3 ، ص 141 .
( 4 ) . بنگريد به : التمهيد فى علوم القرآن ، ج 1 ، ص 191 - 196 . استاد علامه طباطبايى در اين جا گفتارى نامأنوس و شگرف مطرح كرده است . بنگريد به : الميزان ، ج 2 ، ص 550 و 551 .