بنابراين شيوهء صحيح ارزيابى روايات ، همان روشى است كه شيخ الطايفه ابو جعفر طوسى رحمه الله در كتاب خود « استبصار » برگزيده است . او خبر را به چند دسته تقسيم كرده است : خبر متواترى كه تواتر آن ، موجب علم به صحت محتوايش مىگردد ؛ خبر واحد محفوف به قرائن قطعى كه آن را به متواتر ملحق مىسازد ؛ خبر واحد بدون قرائن ، ليك منقول از طريق افراد ثقه كه بنابر اصول ما ، عمل به چنين خبرى در صورت نداشتن موهِن ، واجب مىباشد .
او مىگويد : « بدان كه اخبار بر دو قسم است : متواتر و غير متواتر . متواتر ، خبرى است كه موجب علم گردد و روايتى كه چنين باشد ، عمل به آن واجب است ؛ بىآنكه نيازمند افزوده شدن چيزى يا تقويت شدن با قرينهاى يا مرجحى بر ديگر روايات باشد . در اين گونه روايات ، نه تعارضى روى مىدهد و نه تضادى در اخبار پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و ائمه عليهم السلام پديد مىآيد .
روايت غير متواتر ، خود ، بر دو قسم است : قسمى از آن ، بسان قسم اول ، علمآور است و آن ، خبرى است كه قرائن علم آور همراهش گردد . عمل به چنين روايتى نيز واجب است و به قسم اول ملحق مىگردد .
قرائن علم آور فراوان است ؛ از جمله :
[ 1 . ] مطابق با دلايل عقل و مقتضاى آن باشد .
[ 2 . ] مطابق با ظاهر قرآن باشد ؛ مطابق با ظاهر يا عموم يا دليل خطاب « 1 » يا فحواى خطاب « 2 » قرآن . همهء اين قرائن موجب علم مىگردد و خبر را از جايگاه اخبار واحد خارج مىسازد و وارد موارد مفيد علم مىكند .
[ 3 . ] خبر مطابق با سنت قطعى باشد ؛ چه به صراحت يا با دليل خطاب يا فحوا يا به گونهء عموم .
[ 4 . ] مطابق با اجماع مسلمانان يا اجماع علماى شيعه باشد .
همهء اين قرائن خبر را از جايگاه خبر واحد خارج و در باب علم داخل مىسازد
هامش
( 1 ) . [ مفهوم مخالف ] .
( 2 ) . [ مفهوم موافق ] .