هماهنگ نباشد و با روح اصيل شريعت نسازد ، بى ترديد ، باطل است و بايد به دور افكنده گردد و به پهنهء ديوار زده شود ؛ مانند :
[ م / 23 ] روايتى كه دربارهء كُردها مىگويد : آنان طايفهاى از جنّيان هستند كه خداوند پرده از چهرهء آنان كنار زده است ؛ با آنان درنياميزيد و معامله نكنيد . « 1 »
روايت ياد شده با اين تصريح قرآن در تنافى است كه همهء افراد بشر آفريده از يك نسل و از يك سرچشمه هستند ؛ نه در جنس و نه در نسب و نه در گوهر ذاتى ، تفاوتى با هم ندارند .
خداى تعالى فرمود :
« يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً »
« 2 » ؛ « اى مردم ، از پروردگارتان كه شما را از " نفس واحدى " آفريد و همسرش را [ نيز ] از او آفريد و از آن دو ، مردان و زنان بسيارى پراكنده كرد ، پروا داريد . »
خطاب آيه عام است و همهء ملتها ، قبايل و اصناف مردم را چه عرب و چه عجم ، يكسان فرا مىگيرد .
[ م / 24 ] رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « مردم از زمان آدم تا به امروز ، همچون دندانههاى شانه [ برابر ] هستند . عرب بر عجم و سرخ پوست بر سياه پوست ، هيچ برترى ندارد ؛ جز با تقوا . » « 3 »
بنابراين حديث پيش گفته دربارهء كُردها با صريح كتاب و سنت مأثور ، تباين دارد .
بدين سان مفهوم اين سخن حضرت روشن مىگردد :
[ م / 25 ] « همانا بر هر حق ، حقيقتى و بر هر صواب ، پرتو درخشانى وجود دارد ،
هامش
( 1 ) . اين روايت را على بن حكم ، از كسى كه براى وى نقل كرده ، از ابو ربيع شامى از امام صادق عليه السلام نقل كرده است . ( الوسائل ، ج 17 ، ص 416 ) . اين روايت همان گونه كه مشخص است سندى مجهول دارد ( چه كسى آن را براى ابن حكم نقل كرده است ) افزون بر اين ، خليد بن أوفى ، معروف به ابو ربيع شامى ، توثيق نشده و هيچ رجالى وى را مدح نكرده است .
( 2 ) . نساء ( 4 ) 1 .
( 3 ) . حضرت اين سخن را براى كسى فرمود كه از سلمان فارسى خُرده گرفته بود . بنگريد به : بحار الانوار ، ج 22 ، ص 348 .