[ م / 251 ] كلبى گويد : « در زبان عكّ ؛ يعنى " يا رجل " ( اى مرد ) . » « 1 »
ابو جعفر طبرى گويد : « به نظر من ، در بين ديدگاههاى مطرح شده ، معناى " يا رجل " ( اى مرد ) صحيحتر است ؛ زيرا تا آنجا كه من مىدانم ، اين واژه در بين طايفهء عكّ معروف بوده و آن را در معناى " اى مرد " به كار مىبردند . آنان براى متمّم بن نويره چنين سرودند :
هتفت بطه فى القتال فلم يجب * فخفت عليه أن يكون موائلًا « 2 »
( فريادِ « اى مرد » در كارزار به پا خاست و او پاسخ نگفت ؛ من ترسيدم كه او از سر ضعف متمايل گردد [ و نزد دشمن سر خم كند ] . )
ديگرى نيز گفته :
إنّ السفاهة طه من خلائقكم * لا بارك اللَّه فى القوم الملاعين « 3 »
( اى مرد ، همانا اين سفاهت ، از طبيعت شماست ؛ خداوند نفرين شدگان را مبارك نگرداند . )
اگر اين واژه - آنسان كه ياد كرديم - بين آنان معروف بوده باشد ، بايد آن را براساس معناى شناخته شده ميان آنها تفسير كنيم ؛ به ويژه آن كه اين معنا با تفسير علماى صحابه و تابعان ، هماهنگ باشد ؛ بنابراين آيه چنين تفسير مىشود : اى مرد ، ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه به زحمت افتى . » « 4 »
همان گونه كه زمخشرى گفته ، ساختگى بودن شعر مورد استشهاد ، هويداست . « 5 »
[ م / 252 ] ابن بابويه با سند خود به ثورى ، از امام جعفر بن محمد عليه السلام چنين روايت كرده است : « " طه " يكى از نامهاى پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و بدين معنا مىباشد : " يا
هامش
( 1 ) . ثعلبى ، ج 6 ، ص 236 ؛ طبرى ، ج 16 ، ص 171 .
( 2 ) . در تفسير ثعلبى ( ج 6 ، ص 236 ) چنين آمده است : « فخفت أن يكون موائلًا » .
( 3 ) . در تفسير ثعلبى چنين آمده است :« إنّ السفاهة طه فى خلائقكم * لا قدّس اللَّه أرواح الملاعين » .( 4 ) . طبرى ، ج 16 ، ص 171 .
( 5 ) . كشّاف ، ج 3 ، ص 50 .