اين نكات لفظىِ حروف مقطعه است و چه بسا اسرار معنوى بزرگى در اين حروف نهفته باشد كه علماى الهى از آن آگاهاند . « 1 »
جلال الدين سيوطى گويد : هر سوره كه با يكى از اين حروف آغاز شده ، بيشتر كلمات و حروف آن از همان حرف تشكيل شده است ؛ بنابراين هر سوره شايستهء حرفى است كه در آغاز دارد ، از اين رو اگر « ق » به جاى « ن » گذاشته شود ، تناسبى ندارد . . . سورهء « ق » به اين جهت با حرف قاف آغاز شده است كه واژگان داراى حرف قاف ، در آن تكرار شده است . همچنين حرف راء در سورهء يونس تكرار شده و بيش از دويست كلمهء اين سوره مشتمل بر حرف راء است ، بدين جهت با راء آغاز گرديد . در سورهء اعراف نيز به همين دليل ، حرف « ص » به « الم » افزوده شد . « 2 »
جايگاه حروف مقطعه در شمارش آيات
حروف مقطعه ، تنها در برخى از سورهها آيه به شمار رفته است ؛ چرا كه اين مسأله ، همچون شناخت [ محدودهء ] خود سورهها و تعداد آيات آن ، علمى توقيفى است و قياس در آن راهى ندارد . زمخشرى گويد : « « الم » در آغاز هر سوره كه آمده است - كه شش سوره هستند « 3 » - يك آيه مىباشد . همچنين « المص » « 4 » يك آيه است ، ولى « المر » « 5 » آيه به شمار نرفته است . نيز « الر » در سورههاى پنج گانهء آن « 6 » ، آيه نيست . « طسم » در دو سورهاش « 7 » آيه است و « طه » و « يس » دو آيهاند .
« طس » « 8 » آيه نيست و « حم » در همهء سورهها « 9 » آيه است . « حم . عسق » « 10 » دو آيه و « كهيعص » « 11 » يك آيه مىباشد . « ص » ، « ق » و « ن » هيچ كدام ، يك آيه نيستند .
هامش
( 1 ) . البرهان ، ج 1 ، ص 167 - 170 .
( 2 ) . معترك الاقران ، ج 1 ، ص 71 .
( 3 ) . بقره ، آل عمران ، عنكبوت ، روم ، لقمان و سجده .
( 4 ) . اعراف .
( 5 ) . رعد .
( 6 ) . يونس ، هود ، يوسف ، ابراهيم و حجر .
( 7 ) . شعراء و قصص .
( 8 ) . نمل .
( 9 ) . غافر ، فصّلت ، زخرف ، دخان ، جاثيه و احقاف .
( 10 ) . شورى .
( 11 ) . مريم .