خواب بخواند ، از فلج شدن ، نترسد و هر كس آن را پس از هر نماز بخواند ، چيز زهرآلودى يا نيش عقربى « 1 » به او زيان نرساند . »
[ م / 166 ] ابن فهد حلى از اصبغ بن نباته در حديثى طولانى ، روايت مىكند كه گفت : مردى نزد امير مؤمنان عليه السلام به پاخاست و گفت : « در شكم من آبى زرد رنگ وجود دارد ؛ آيا درمانى دارد ؟ » حضرت فرمود : « بله ، بدون نياز به درهم و دينارى ، ليك آية الكرسى را بر شكم خود مىنويسى و آن را مىنوشى « 2 » و آن را در شكم خود ذخيره مىكنى تا به اذن خداى تعالى بهبود يا بى . » آن مرد اين كار را انجام داد و به اذن خداوند بهبود يافت .
[ م / 167 ] نيز از امام باقر عليه السلام روايت مىكند : « كسى را كه سورهء حمد شفا ندهد ، چيز ديگرى شفا نخواهد داد . » « 3 »
رواياتى كه ابن فهد ياد كرده ، به جز همين روايت پيش گفته ، صدورشان از معصومان عليهم السلام بعيد است [ كه توضيح هر يك مىآيد : ]
حديث نخست : به يقين ، قرآن براى شفاى عقدههاى روحى و وسوسههاى شيطانىاى كه سينهها را تنگ مىكند ، نازل شد . قرآن آمد تا آن گرهها را بگشايد و وسوسههاى شيطانى را از بين ببرد و نسيمهاى رحمانى را جانشين آن سازد ، از اين رو سينهها آن را پذيرا مىشود و بدان ، گشايش مىيابد .
« أَ لَمْ نَشْرَحْ لَكَ صَدْرَكَ . وَ وَضَعْنا عَنْكَ وِزْرَكَ . الَّذِي أَنْقَضَ ظَهْرَكَ . وَ رَفَعْنا لَكَ ذِكْرَكَ . فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً . إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْراً »
« 4 » ؛ « آيا براى تو ، سينهات را نگشادهايم ؟ نيز بار گرانت را از [ دوش ] تو بر نداشتيم ؟ همان [ بارى ] كه [ گويى ] پشت تو را شكست .
نامت را براى تو بلند گردانديم ، پس [ بدان كه ] با دشوارى ، آسانى است . آرى ، با دشوارى ، آسانى است . »
هامش
( 1 ) . واژهء « حُمّة » در روايت به كار رفته كه به معناى سم است و بر نيش عقرب و مانند آن اطلاق مىشود .
( 2 ) . چگونه نوشتهء بر شكم را بنوشد ؟
( 3 ) . عدّة الداعى ، ص 273 و 274 .
( 4 ) . انشراح ( 94 ) 1 - 6 .