التهذيب و استبصار ) .
اين كتابهاى چهارگانه نزد شيعه ، محور فتوا و استنباط و سند فهم نشانههاى دين و آگاهى از مبانى استوار آن ، بر اساس نصوص رسيده از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم و امامان عترت پاك او قرار گرفت .
بارى ، آثارى از آن بيهوده گويىهاى بى ارزش باقى مانده كه كتابهاى پراكنده آن را دست به دست نقل كردهاند . البته بيشتر اين كتابها بى اعتبار است ، ليك متأسفانه ، مستند برخى از مفسران ظاهرگرا قرار گرفته و اين مفسران سخنان سره و ناسره را در هم آميختند و آشفتگى در تفسير روايى مبتنى بر منقولات را پديد آوردند .
بنابراين شناخت جايگاههاى جعل در تفسير و آگاهى از اسباب وضع در حديث ، به هدف پرهيز از آن و تلاش براى درمان آن پيش از افتادن در مهلكه ، ضرورتى اجتنابناپذير و مقتضاى شيوهء تحقيق صحيح است ؛ افزون بر وجوب دفاع از حريم قرآن و سنت كريمه از درآميختن با تيرگىها يا - خداى نا كرده - چيره شدن آلودگىها بر آن . اكنون به نمونههايى از گونههاى وضع در تفسير اشاره مىشود .
روايات فضايل سورهها
چنان كه پيش از اين اشاره شد ، يكى از عوامل وضع در تفسير ، ترغيب و ترساندن است ؛ تشويق به كارى نيك يا بى رغبت ساختن از كارى ناپسند ؛ نه با سوء نيت ، بلكه به پندار تقرب به خداوند ؛ آنسان كه برخى از صالحان - به سبب غفلت از زشتى دروغ با هر شكل و هدف ممكن - پنداشتهاند . خداى تعالى فرمود :
« قُلْ هَلْ نُنَبِّئُكُمْ بِالْأَخْسَرِينَ أَعْمالًا . الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ هُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعاً »
« 1 » ؛ « بگو آيا شما را از زيانكارترين مردم آگاه گردانم ؟ آنان كه
هامش
( 1 ) . كهف ( 18 ) 103 و 104 .