ابن حبّان گويد : « احمد بن عبداللَّه بن حكيم ، ابو عبد الرحمان فريانانى مروزى از افراد ثقه سخنانى را روايت مىكرد كه از احاديث آنان نبود و از غير ثقات نيز چيزى را نقل مىكرد كه نگفته بودند . » « 1 » احمد بن عبداللَّه بن ميسره نهاوندى نيز از ثقات روايتى را مىآورد كه از احاديث آنان نبود و حديث را سرقت مىكرد . « 2 »
نوع نوزدهم : [ روايات ساختگى ] بدعت گذارى كه مردم را به بدعت خود فرا مىخواند تا پيشوايى گردد كه در بدعت ، به او اقتدا كنند و در گمراهى ، همراهش گردند : عبداللَّه ين يزيد مقرى گويد : « مردى بدعت گذار از بدعت خود برگشته بود و مىگفت : بنگريد كه احاديث را از چه كسى مىگيريد ؛ زيرا ما براى عقايد خود ، حديث مىساختيم . »
نوع بيستم : [ روايات جعلى ] داستان سرايان و گدايان : آنان رواياتى را مىساختند كه به قصههاى كودكانه شبيهتر بود . هدف آنان جلب نظر عوام و سرازيركردن پول و مال مردم به جيبهاى خودشان بود .
ما آنان را در بحث آفات تفسير در كتاب « التفسير و المفسرون » ياد كردهايم و اكنون ، سخن را به درازا نمىكشيم .
ابو حاتم گويد : « به همين جهت كاوش و وارسى اصل هر روايت و تحقيق دربارهء راويان ضرورى است تا مبادا به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم سخنى دروغ بسته شود . » « 3 » بى ترديد ، اسناد حديث به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم پيش از يقين به صحت اسناد ، گونهاى افترا به حضرت به شمار مىرود ؛ پناه بر خدا .
[ م / 106 ] رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « براى دروغگويى شخص همين بس كه همهء شنيدههايش را باز گويد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . لسان الميزان ، ج 1 ، ص 195 .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . بنگريد به : كتاب المجروحين ، ج 1 ، ص 62 - 88 .
( 4 ) . المعانى ، ص 158 ، و 159 ؛ بحار الانوار ، ج 2 ، ص 159 .