صحابهاى كه الگوى كسانى هستند كه به شيوهء آنان ، در مسير هدايت گام برمىدارند .
[ م / 97 ] ابو جعفر صدوق با سند خود به احمد بن محمد بن اسحاق طالقانى روايت كرده است كه پدرش گفت : در دورهاى كه امام رضا عليه السلام در خراسان بود ، مردى از آن ديار سوگند ياد كرد كه اگر معاويه از صحابهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم باشد ، همسرش مطلَّقه است . همهء فقها به طلاق همسرش فتوا دادند . اين مسأله را از امام رضا عليه السلام پرسيدند . حضرت فرمود كه طلاق واقع نشده است . فقها در نامهاى ، از حضرت پرسيدند : « اى پسر رسول خدا ، از كجا مىگويى كه همسر او طلاق داده نشده است ؟ » حضرت در پاسخ نامهء آنان نوشت : « آن را بر اساس اين روايت شما از ابو سعيد خدرى گفتم : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به اسلام آورندگانِ روز فتح - كه فراوان هم بودند - فرمود : " شما افراد خوبى هستيد و اصحاب من [ نيز ] نيكاند [ و هر يك ، جايگاه خود را داريد ] و هجرتى پس از فتح نيست . " حضرت هجرت را بىجايگاه دانست و آنان را از صحابهء خود جدا ساخت . »
فقيهان نيز از گفتهء خود بازگشته ، سخن حضرت رضا عليه السلام را پذيرفتند . « 1 »
اين سخن حضرت ، اشارهاى ظريف به علت خروج افرادى همچون معاويه - كه بدعت گذار بودند و بدعت گذاران را پناه دادند - از جرگهء صحابهء بزرگوار است ؛ چرا كه بدعتهاى آنان در دين و نيز حركت پيوستهء آنان بر خلاف سنت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم از پابرجايى آنان بر جاهليت نخستين و نفوذ نكردن ايمان در دلهايشان ، پرده برمى دارد . آنها مجبور شدند در ظاهر ، اسلام آورند و هرگز بدان راضى نبودند .
حضرت صحابى بودنِ فردى مانند معاويه را نپذيرفت ؛ آن هم صحابى به معناى فخيم آن . « 2 »
هامش
( 1 ) . العيون ، ج 2 ، ص 93 .
( 2 ) . امام عليه السلام شيوهء جدال احسن را در پيش گرفت تا آنان را با آنچه بدان ملتزم هستند ، اقناع كند .