جراحت موجب نقل استخوانهاى زير ( منقّله )
در « مُنَقّله » كه موجب نقل استخوانهاى ريز از جاى خود است ، پانزده شتر است ؛ و ممكن است انفكاك از ايضاح . و بر حسب مذكور در « قصاص » در اين قسم قصاص نيست به سبب تغرير ؛ و محتمل است كه براى مجنى عليه باشد قصاص در قدر موضحه ( در صورتى كه تنقيل با ايضاح باشد ) و اخذ ديهء زائد كه ده شتر است ، و ترجيح يك احتمال در كتاب « قصاص » مذكور است .
جراحتى كه به كيسهء دماغ برسد
و در « مأمومه » كه جرح رسيده باشد به كيسهء دماغ ، ثلث ديه است كه در شتر با اضافهء يك ثلث تكميل مىشود .
شكافته شدن كيسه دماغ
و « دامغه » كه مىشكافد كيسه دماغ را ، در آن ديه مأمومه است با زيادتى حكومت ؛ و در صورت تلف با آن ، قصاص در آن است ؛ و در صورت سلامت بعيده ، ديه است به نحو مذكور . و احتمال ثبوت قصاص در موضحه و زائد بر آن از ديه و ارش ، مذكور شد در مراتب سابقه .
اگر مراتب مذكوره ثمانيه از شجاج ، از هشت نفر ، به ترتيبِ ذكر ، [ محقّق ] شد آيا بر هر كدام تمام ديه عمل خودش كه به اسم مخصوص ناميده است ثابت است يا تفاوت ما بين دو جنايت از دوّمى يا هشتمى ثابت است ؟ احوط ثبوت اول است .
چند مسأله
دو مسأله اى كه گذشت
1 - گذشت در ديهء بينى ديهء جرح نافذ در آن در صورت صلاح آن و عدم صلاح آن ، و ديه نافذ در يكى از نرمىهاى آن تا حاجز .
2 - و گذشت در ديهء لبها ديهء شكافتن آنها تا آن كه دندانها ظاهر بشود در صورت برء و عدم ، و نافذ در يكى از آنها در صورت برء و عدم .