جنايت شخص ديگر ، با احتياط مذكور منافات ندارد ، بلكه ممكن است كاشف از اختصاص تسويه به غير دو صورت مذكوره باشد .
ديهء بعض لب
و ديه قطع بعض لب تعيين مىشود از نسبت مساحت مقطوع به مجموع لب ؛ پس اگر نصف لب در طول و عرض باشد ، نصف ديهء لب را ضامن است ؛ و اگر در طول نصف و در عرض ربع باشد ، ربع را ضامن مىشود از ديه همان لب كه بالائى يا پائينى است .
تعيين حدّ لب
حدّ لب پايين در عرض : آن چه از لثه گذشته باشد در طول دهان ؛ و لب بالا : آن چه از لثه بالا بگذرد و وصل به منخرين و حاجز باشد در طول دهان . و كناره دهان از دو طرف ، از لب نيست .
از فائده افتادن لب يا شلل آن
اگر به سبب جنايت ، متقلص و منقبض و يابس شد و از فائده خود كه انطباق بر دندانها است افتاد پس اگر خصوصيت شلل دارد ، دو ثلث ديه عضو را دارد ؛ و گر نه ارش را ايجاب مىكند ؛ و اگر يبس آن تام نباشد ، ارش است . و اگر بعض يابس است ، نسبت به تمام ، مقيس و منسوب مىشود در تقدير ، و در ارش حساب نسبت نيست .
پس اگر به سبب استرخاء شلل مقطوع شد ، دو ثلث ثابت است . و در قطع آن بعد از شلل ، ثلث است .
شكافته شدن لب
اگر شكافت هر دو را كه دندانها آشكار شدند و جدا نكرد چيزى را ، ثلث ديه در آن است اگر ملتئم نشد ، و گر نه خمس ديه است . و اگر در يك لب اين قطع حاصل شد ثلث يا خمس ديه همان لب ثابت است . و احتمال اين كه در صورت التيام ، ارش ثابت باشد مثل حكم در نظائر و تطبيق بر خمس بر حسب معلوم در متعارف بوده باشد ، قائم است .