براى اصبع ، از دست چپ قصاص مىشود يا ديهء آن مأخوذ مىشود ، بنا بر آن چه متعيّن شده در سابق .
و گذشت بيان وجه مخالفت به تقديم متأخر و آن كه استيفاء حق مىشود ؛ پس اگر صاحب يد ، دست راست را قطع كرد ، صاحب اصبع ، از دست چپ قطع مىنمايد يا ديهء اصبع را مىگيرد . و اگر در عكس ، صاحب اصبع قطع كرد ، صاحب يد ، دست را قطع مىكند و ديهء انگشت را مىگيرد بر حسب آن چه مقدم شد در محلش .
عفو قبل از اندمال
6 - اگر قطع كرد انگشت شخصى را ، پس عفو كرد مجنى عليه قبل از اندمال ، پس از آن مندمل شد ، قصاص و ديه ، به سبب عفو مطلق منتفى مىشود ؛ و اگر استظهار عفو از ثابت بالفعل باشد ، در عمد ، قصاص منتفى مىشود ، و ثبوت و نفى ديه مسكوت عنه است .
لوازم انحاء مختلف عفو از جنايت يا قصاص
و اگر عفو از جنايت عمديه و مقتضاى آن بشود ، ظاهر ، عفو از قصاص است ، و ثبوت ديه منوط به صلح است .
و همچنين اگر بگويد عفو از قصاص كردم ، پس ثبوت ديه به صلح بعدى با توقف بر اقتضاء قصاص ، محل تأمل است .
و همچنين تأمل است در عفو از ديه يا انتفاء محل ثبوت غير قصاص در عمد ، بلكه اگر عفو از قصاص بر مال كرد و راضى شد جانى به مال ، ساقط مىشود قصاص و ثابت مىشود مال ؛ و اگر راضى نشد ، ثابت نمىشود مال ، و در سقوط قصاص تأمل است .
اختلاف در نحوهء عفو
اگر نزاع كردند در اين كه عفو از قصاص بر مالى با تراضى محقق شده ، يا عفو از قصاص بدون شرط ، قصاص ثابت و ديه غير ثابت است پس قول جانى مقدم است . و اگر نزاع در اين بود كه عفو واقع ، مطلق بوده يا مشروط ، و رضاى جانى بر ديه نبوده ، در ثبوت عفو از قصاص تأمل است و ديه هم ثابت نمىشود .
اگر گفت « بعد از مقطوع شدن انگشت عفو كردم از جنايت ، پس از آن سرايت به