اقرار بر زنان و ادّعاى مطاوعهء زن
اگر اقرار كرد كه با زن معيّنى زنا نمود و او مطاوعه كرد ، بر خودش حدّ جارى مىكنند ، و بر زن جارى نمىكنند با تكذيب او ، و اقرار كسى در بارهء غير ، مؤثر نيست .
در اقرار مجنون در حال افاقه ، به زنا در حال افاقه ، اشكالى نيست ؛ و اگر مقيد نكرد به حال افاقه ، بىتأمل نيست .
اقرار به وطى با ادّعاى زوجيّت و انكار زن
اگر عاقل اقرار كرد به وطى زنى ، و ادّعاى زوجيت او نمود ، و زن زوجيت و وطى را انكار كرد ، بر مرد حدّى نيست اگر چه مكرر باشد اقرار او ، و زن هم مستحق مهر نيست به جهت انكار وطى ؛ و اگر زن اعتراف به وطى كرد و [ اقرار ] به زنا و مطاوعه نمود پس مهر براى او نيست ، و حدّ بر مرد نيست ، و حدّ زن هم موقوف به تكرار اقرار است چهار مرتبه ؛ و اگر زن ادّعاى اكراه يا اشتباه نمود ، حدّ بر هيچ كدام نيست و مهر ثابت است .
ب - بيّنه
عدد لازم در بيّنه
و اما ثابت شدن زنا با بيّنه ، پس با چهار مرد عادل ، و سه مرد عادل و دو زن عادله ثابت مىشود . و شهادت زنها بدون مرد اثبات نمىنمايد ، و همچنين اگر يك مرد و شش زن باشند .
و اگر دو مرد و چهار زن شهادت بدهند پس رجم به آن اثبات نمىشود و لكن زنا و جلد به آن اثبات مىشود بنا بر اظهر .
و اگر كمتر از عدد لازم شهادت دادند ، قبول نمىشود و اثبات نمىنمايد ، و بر هر كدام از شهود ، حدّ افتراء جارى است .
آن چه ذكر آن در شهادت بر زنا لازم است
و در شهادت بر زنا لازم است ذكر ادخال و مشاهدهء آن بطور دخول ميل در سرمه دان ( و لازم است يقين به آن از طريق مشاهده بعض لوازم غير منفكه از ادخال و