فروعى از موجب ضمان
اناطهء تحقق ضمان به تحقق اتلاف يا دخول تحت
1 - [ شخصى ] اگر القاء كرد صبى يا مجنون يا حيوان ضعيفى از دفاع و فرار را در محل سبُع و درنده ، مُلقى ضامن است در صورت قتل ، اگر چه مال مغصوب تالف تحت يد نباشد ، به جهت تسبيب به اتلاف اگر چه به قصد اهلاك تسبيبى نباشد .
و در كبير متمكَّن از دفاع و تخلص ، ضمان نيست . مثل ضعيف در غير محل سباع كه از باب اتّفاق ، مورد افتراس سبعى واقع بشود ، كه ضمان به واسطهء استيلاء بر مملوك غير است .
پس ضمان مطلقاً مربوط است به تحقّق اتلاف اگر چه تسبيبى باشد و تحت استيلاء متلف نباشد ، يا دخول در تحت يد اگر چه تلف اتفاقى باشد .
چند مثال اتلاف تسبيبى و از قبيل اتلاف تسبيبى است : حفر بئر در معابر ، يا طرح اشيايى كه سبب لغزش عابر [ مىشود ] مثل پوست خربزه و نحو آن ، يا كوبيدن ميخى در طريق كه مضرّ به عابرين باشد ، يا نصب چيزى در طريق كه موجب سركشى حيوانات از صاحب آنها [ بشود ] ، يا اخراج ميزاب در طريق به نحو مضرّ ، در صورت تعقّب به تلف حيوانى يا انسان يا مال او .
مسائلى از غصب حيوان
2 - اگر غصب كرد ميشى را مثلًا ، پس بچهء شيرى آن هلاك شد از گرسنگى كه طريق سدّ آن بر حسب عادت منحصر در مغصوب بود ، ضامن است اگر چه غصب نسبت به ولد محقّق نيست ، بلكه موجب ضمان ، اتلاف تسبيبى است به جهت عدم فرق در عرف بين منع منافع لزوميّه و ايصال مضارّ مهلكه ، در اتلاف تسبيبى .
و همچنين اگر مانع شد مالكِ رمهء گوسفند را از حفظ و حراست آنها تا آن كه تلف شدند از همان طريقى كه مالك ، مانع از آن بود نه به تلف سماوى ( كه فرق بين وجود