اغراض ( غير اصطياد ) نمود و مصادف با عقر صيد شد .
و با محفوظيت قصد اصطياد ، اختلاف مصيد - از حيث مأكول بودن يا از صنف مأكول يا شخص آن - ضرر ندارد ؛ و با عدم محفوظيت به حسب تحليل در قصد ، محل اشكال است قصد مأكول يا مأكولى اگر مصادف با غير مأكول ( اگر چه قابل تذكيه باشد ) يا با غير آن مأكول باشد .
و اگر قصد اصطيادِ اعمّ از قابل و غير قابل تذكيه داشت پس مصادف قابل شد مذكَّى نيست ، مگر با احتمال قابل ، اصطياد كرده و مصادف با آن شده باشد ؛ و همچنين است قيام احتمال ، مقام علم در سائر موارد مناسبهء با مقام به نحوى كه گذشت .
نحوهء مالكيّت گيرنده پرنده
8 - اگر گرفت پرنده اى [ را ] كه اثر مملوكيتِ غير ندارد ( مثل بريدن پرها ) مالك مىشود آن را ، مگر آن كه بداند يا اطمينان نمايد به مالكيّت غير ، كه ردّ مىنمايد به او .
و اگر بداند مملوكِ غير است لكن او را نشناخت ، حلال است ظاهراً براى گيرنده و احوط وجوباً معاملهء لقطه است با آن .
و اظهر جريان تذكيهء صيديه است به طائرى كه مالك پرهاى خود باشد و امتناع داشته باشد ، اگر چه در واقع ، مملوك شخصى شده باشد و از قفس مثلًا پريده باشد .
و اظهر عدم فرق است بين طائر و غير آن ، و بين بريدن پر و داغ كردن حيوان ، با حفظ خصوصيّات مذكورهء در طائر .
و تخم مرغ طائر ، تابع انثى است در مملوكيّت آخذ و صائد طير و عدم آن .
حكم كبوترى كه به خانه اى درآيد
اگر حَمامى مثلًا در منزل شخصى آمد و ندانست كه ملك كسى بر او ثابت شده است ، و علامت مملوكيّت ندارد ، محكوم به ملكيت او به وضع يد بر آن است .
و اگر بداند بعضى مملوك غير است از جمله [ اى ] : در صورت محصوريت ، از همه اجتناب مىنمايد تا به اداء يا صلح منتهى شود ؛ و اگر غير محصور باشد مىتواند