استحقاق جعل دوم را دارد اگر چه كمتر از جعل اول باشد ؛ مگر آن كه دوم را نشنيده و مغرور به اول شده باشد و اعلام نكرد جاعل با تمكَّن از آن ، كه دور نيست استحقاق زائد .
اگر حدوث جعالهء ثانيه و اطلاع به آن ، در اثناء عمل بود ، پس براى هر كدام به نسبت توزيع جعل در جعالهء باقيهء در آن زمان ، ثابت است استحقاق آن با صدق عمل بر آن چه محقّق شده است ؛ و گر نه نسبت به اول ، استحقاق اجرت المثل بر عمل مأذونٌ ، فيه محتمل است با تعقّبِ به تحقّق ردّ از عامل معيّن .
و اگر سماع ، در اثناء ، و مسموع ، سابق باشد ، پس استحقاق فعلى مربوط به دوم است و به تمام جعل دوم ، و براى اوّلى از جُعل چيزى در سابق نيست مگر در فرض غرور يا اجرت المثل عمل در مقدّمات خارجيّه .
و اگر دو جعاله به نسبت تقييد به زمان يا مكان ، متعدّد باشد ، هر دو صحيح است و استحقاق جعل براى هر كدام است ، مثل « من ردّ عبدى من الشّام فله كذا و من ردّه من مصر فله كذا » جُعلها متفاوت باشند يا متساوى .
و اگر جعالهء اول مطلق باشد و دومى مقيّد باشد و جعل در دومى اكثر است ، عمل به هر دو مىشود به نحو مناسب ؛ و اگر جعل در دومى اقلّ باشد به واسطهء تقييد ، اظهر رجوع است از اول .
و اگر اولى مقيّد و دومى مطلق و جعل در آن اكثر است ، حكم رجوع اظهر است ؛ و اگر دوّمى اقلّ باشد جعل آن ، هر دو صحيح است .
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ محمد تقي بهجت
ص٢٧٧