فصل ششم اقرار به نسب
قبول اقرار به نسب و ثبوت آن به اقرار ، اتّفاقى و مدلول عمومات و خصوصات است ، و در آن مسائلى است :
اقرار به بنوّت ولد صغير
1 - اثبات نمىكند اقرار ، نسب ولد صغير را مگر آن كه بنوّت ممكن باشد و مجهول باشد و منازعى نداشته باشد .
پس اگر امكان ولادت نباشد و اقرار [ كرد ] به بنوّت ولدى كه عادى نيست ولادت با اين سنّ از مُقِرّ بعد از بلوغ او ، قبول نمىشود اقرار در آثار ثابته براى مقر . و همچنين اگر اقرار كرد به ولادت مساوى در سنّ با مقر ، قبول نمىشود . و همچنين اقرار [ به ] ولادت كسى كه بين مُقِرّ و والدهء ولدِ اقرارى ، مسافتى باشد كه طى اين مسافت براى وصول به مادر طفل با ملاحظهء سنّ طفل و مُقِرّ مناسبت ندارد مگر بخلاف عادت به نحوى كه شبيه به اعجاز باشد .
و همچنين اگر معلوم باشد انتساب ولد به غير مقر ، قبول نمىشود اقرار با علم مذكور يا لحوق شرعى به سبب فراش يا غير آن .
و اگر مدّعى ولادت ، با مُقِرّ نزاع نمايد در ولادت ولدى از او ، محتاج است قبول اقرار به بينه يا قرعه كه رفع نزاع نمايد بين دو اقرار متضاد .
اعتبار تصديق در كبير
و در اين شروط فرقى بين آن كه ولد ، صغير باشد يا كبير ، نيست ؛ بلى ممكن است فى الجمله اعتبار تصديق كبير در اثبات نسب به اقرار ؛ اگر چه در بعض عبارات ، مذكور