فصل دوّم اسباب ازالهء رقّيّت
ازالهء رقيّت به چهار سبب مىشود : 1 - « مباشرت » ، 2 - « سرايت » ، 3 - « مالكيّت » ، 4 - « عوارض » .
و « مباشرت » به عتق و تدبير و كتابت ، محقّق مىشود .
1 - عتق به مباشرت
عبارت صريحهء عتق ، « تحرير » است به اين كه بگويد : « أنت حرّ » ، يا « إعتاق » به اين كه بگويد : « اعتقتك » . و اين دو مورد اشكال نيست ؛ و در غير اينها با ظهور معتدٌّ به و معلوميّت قصد انشاء عتق مورد احتياط است ، و در تقدير عدم اجماع ، اظهر كفايت است .
فرض اتّحاد اسم امه با صيغهء عتق
اگر اسم « حرّة » باشد و بگويد : « أنت حرّة » پس با معلوميّت قصد اخبار يا انشاء ، حكم واضح است ؛ و اگر معلوم نشد ، رجوع به متكلم مىشود و قبول مىشود قول او ؛ و اگر بر خلاف قانون محاورهء مكان و زمان بود ، پس در تفسير به خلاف قانون با معرفت آن ، اشكالى است ، زيرا استظهار موافق قانون ، موجب حكم است نه رجوع به تفسير او ، مثل اين كه بدون تنوين بگويد در غير وقف و بگويد قصد انشاء كردم يا با تنوين باشد و بگويد قصد اخبار كردم با انصراف صيغه و عدم انصراف اسم ؛ و در صورت جهل و عدم استظهار و عدم امكان رجوع يا تعذّر تفسير ، مقتضاى اصل ، بقاء رقّيّت است .
و با تلفّظ به آن چه معتبر و كافى است ، تحرير محقّق مىشود . و با قدرت بر تلفظ و ميسوريت ، آن احوط عدم اكتفاى به اشاره و كتابت است ، بلكه تلفظ مىنمايد اگر چه