تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
و اگر اضافه زنا به حال جنون داد و معلوم بود استقامت زن در سابق ، اظهر انتفاء حد زنا است اگر چه تعزير بر ايذاء ثابت است . و همچنين اگر قذف كرد به زنا در حال شرك يا آن كه رتقاء بود و معلوم بود انتفاء آنها بلكه اگر مختلفٌ فيه و مجهول باشد . در قذف به نسبت شرك سابق يا عيب ، تعزير بر ايذاء است نه حد قذف . و زنا در حال شرك ، قذف به آن ، موجب حد بودنش معلوم نيست ، و در حال رتقاء بودن ، غير ممكن است . براى مولى مطالبهء زوج امهء خودش ( كه تعزير بشود به واسطهء قذف زوجهء كه مملوكه او است ) نيست ما دام كه صاحب حق ، در حيات است . اگر وفات كرد مملوكه ، احتمال ثبوت حق مطالبه تعزير براى مالك او هست .

نسبت به غير اختيار

و اگر نسبت داد زن را به زناى در حال اكراه يا نوم يا شبهه ، قذف نيست و تأثير در حد ندارد ، و تعزير به جهت ايذاء و عار ثابت است ، و لعان مسبب از قذف نيست ؛ و اگر نفى ولد باشد ، لعان ثابت مىشود .

قذف چند نفر با يك لفظ

اگر جماعتى از زنها را قذف كرد با يك لفظ عام ، لعان آنها متعدّد مىشود و تداخل نمىنمايند در صورت رضاى ايشان ؛ و اگر در مقدّم از آنها براى لعان توافق شد و اگر نه با قرعه يا اختيار حاكم ، تقديم يكى از ايشان مىشود .

2 - انكار ولد

سبب دوم براى لعان : انكار ولد است در زمان امكان لحوق و حكم شرع بحسب ظاهر به لحوق در فرض عدم لعان . و بايد وضع حمل تام باشد نه ناقص ، و زن موطوئه به عقد دائم باشد .

اعتبار تماميّت حمل و دوام عقد

و اگر بدانند كه در كمتر از شش ماه از وطى ، تام بوده و متولد شده ، ملحق به زوج