تسليم مىشود اختلاف است ، اظهر و اشهر كفايت « يك مُدّ » است كه ربع صاع است ، و مستحب و احوط دو مدّ است . و در اطعام ، اشباع در يك مرتبه كافى است ؛ و اطعامِ كمتر از عدد موظف ، كافى نيست ؛ و تقدير « مُدّ » به وزن ثابت است ، و در « كيل » هم محتمل است به ميزان صاع كه چهار مدّ است تقدير شود ، بلكه ظاهر است .
مقدار اطعام عدد اگر به كمتر از عدد تسليم شد ، مجزى نيست ، و همچنين اگر اطعام شد .
اگر از فقير ، پس از دفع ، اشتراء نمود ، مىتواند به فقير ديگر بابت كفاره يعنى عدد دوم بدهد ؛ و همچنين تا آخر اعداد لازمهء كفاره .
دادن چند كفاره به فقير واحد
و با امكانِ تكرار كفارهء واحده به مستحق واحد ، مجزى از عدد نيست ؛ و با تعذّرِ تعدّد ، مجزى است در ايام متعدّده به يك مستحق كفاره دو نفر را در دو روز بدهد ، و صبر تا حال تمكَّن اگر قريب نباشد لازم نيست .
و كفارهء متعدّده را مثل آن كه از افطار ايام باشد به مستحق واحد براى روزهاى او مىتواند دفع نمايد ؛ و همچنين اگر اشباع شود ، دو مرتبه در يك روز ، مثل اشباع دو نفر است در يك روز ، و عدم تمكَّن از دفع به متعدّد شرط نيست .
چيزهايى كه براى اطعام كفايت مىكند و حدّ اطعام
در اطعام مجزى است هر چه كه ناميده شود به « طعام » از گندم و جو و كشمش و خرما و غير اينها از قوت غالب براى غالب مردم حتى آرد و نان ؛ و رعايت متوسط از قوت اهل ، افضل است خصوصا در كفارهء يمين .
و حد اطعام « اشباع » است نه تقدير به مدّ كه در تسليم متعين است ؛ و احوط رعايت قوت غالب است در اطعام ، مثل تسليم و ترك اكتفاى به اشباع از امثال مربّيات .
اعتبار قصد قربت در خصال كفاره
معتبر است در همه خصال : « قصد كفاره » و « قصد قربت » ، حتى در اطعام و كسوه ، به نحوى كه در سائر عبادات لازم است .