الإيمان : الكف عمن قال : لا إله إلّااللَّه لا نكفره بذنب ولا نخرجه عن الإسلام بالعمل ، والجهاد ماض منذ بعثني اللَّه إلى أن يقاتل آخر أمتي الدجال لا يبطله جور جائر ولا عدل عادل والإيمان بالأقدار » . « 1 »
ناسزاگويى به مسلمان ، فسق و جنگ با او كفر است
بدان كه تحريم و كراهت از مسلمانان و پشت كردن به آنها حرام و ناسزاگويى به مسلمان ، فسق و جنگ با آنها كفر است .
در نهى از اين امور روايت « خالد بن وليد » كافى است كه در سريهاى كه بهسوى « بنىجذيمه » مىرود و آنها را به اسلام دعوت مىكند وقتى با آنها روبهرو مىشود مىگويد :
اسلام بياوريد آنها مىگويند : ما مسلمان هستيم مىگويد :
پس سلاح خود را بيندازيد و فرود آييد . آنها جواب مىدهند : نه بهخدا سوگند كه اگر سلاح را بيندازيم كشته
هامش
( 1 ) بيهقى ، الاعتقاد والهدايه ، ص 186 ، سه چيز از اصل ايمان است : متعرض نشدن به كسى كه « لا إله الّا اللَّه » مىگويد كه او را بهواسطهء گناه وعملش نبايد تكفير و از اسلام خارج نمود و دوم جهاد كه نوشته شده از زمانى كه خدا مرا مبعوث كرد تا زمانى كه امتم در آخرالزمان با دجال بجنگند كه نه ستم ستمگران و نه عدل دادگران آن را تغيير نخواهد داد و ديگرى ايمان به تقدير است ( اخرجه ابوداود ) .