تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 578

مساهمون:

ص٥٧٨

فصل پنجم شرايط مرتهن

معتبر است در مرتهن « كمال عقل » و « نفوذ تصرّف » ، به نحوى كه در راهن گذشت ؛ لكن سفيه و مفلَّس مىتوانند ارتهان نمايند به جهت خروج آن از تصرّفات ماليّه [ اى ] كه مورد حجر و منع آنها است .

شرايط رهن دادن مال طفل

جائز است براى ولىّ يتيم ، قبول رهن براى او ، مثل قبول هبه و وقف ؛ ممكن است گاهى واجب بشود ، مثل اين كه بفروشد مال يتيم را به غير ملىء و مأمون ؛ بخلاف صورت ظن اطمينانى به ملائت و امانت مشترى . و اگر وثاقت در مشترى باشد و ملائت نباشد ، معلوم نيست خلوّ تصرّف بيعىِ مذكور بدون ارتهان از مفسده ؛ و بايد تصرّفْ خالى از مفسده باشد ، يا آن كه اقلّ مفسدتاً از خلاف آن باشد اگر چه لازم نيست از او اصلح تصرّفى نباشد كه مستلزم تعطيل مال يتيم است . و اگر دو تصرّف متساوى باشند در خصوصيّات با ملاحظهء احسن بودن مبادرت در بعضى و انتظار در بعض ديگر احياناً و مع ذلك يكى احسن از ديگرى بود و هر دو ميسور فعلى بودند ، پس احتياط در اختيار احسن بالفعل است و ترك انتظار براى احتمال احسن بودن تصرّف ديگر فيما بعد . و جائز است براى ولىّ طفل ، رهن دادن مال او در صورت غبطه و مصلحت ، مثل بيع سلف با زيادتى از ثمن المثل . و همچنين اقراض مال طفل براى ولىّ جائز نيست مگر با غبطه و مصلحت او ، مثل خوف غرق و تلف ؛ پس قرض مىدهد و رهن قبول مىنمايد چيزى را كه قابل وفاء دين باشد در