تلف يكى از دو جزء مبيع قبل از قبض
11 - اگر يكى از دو جزء مبيع ، تلف شد قبل از قبض ، آيا منفسخ مىشود در مقابل آن كه صحّت در تالف براى آن مقابله بود و باقى مىماند در آن چه صحّت در آن با مقابل آن مانعى نداشت ، مثل تلف يكى از مُدّ و درهم كه باقى است در يك از مقابل دو درهم يا دو مُدّ ؟ اظهر صحّت معامله [ است ] بين غير تالف و مقابل آن ؛ و احوط در تقسيط ، اختيار طريقى است كه در ابتدا معامله در آن مقابله ربا نبوده ، مثل مقابلهء يك مُدّ با دو درهم ، يا مقابلهء يك مُدّ با مثل آن در صورت تلف درهم كه مقابل مُدّ ديگر مىشود . و اين احتياط متعيّن است در صورتى كه يكى از دو جزء مبيع ، مستحَق غير كه مجيز نباشد ظاهر شود ، كه از اوّل باطل بوده معامله ، مگر در مملوك و مقابل او به نحوى كه در آن ربا نباشد ؛ و اگر مبيع ، مال دو مالك بوده ، احوط مصالحه است در تقسيط ثمن با مالك غير تالف به نحوى كه ربا لازم نيايد .
نحوهء تخلَّص از ربا
12 - تخلَّص از ربا حاصل مىشود به اين كه يكى از متعاملين ، متاع ربوى خود را به ديگرى بفروشد با مبلغى براى مقدارى ، پس متاع ديگرى را از او بخرد با همان مبلغ براى بيش از آن مقدار ؛ و شرط بودن يك معامله در ديگر ضرر ندارد . و همچنين [ است ] اگر هر كدام هبهء غير معوّضه نمود به ديگرى متاع خود را بنا بر جريان ربا در مطلق هبه يا به هبهء معوّضه به مثل آن چه در بيع ذكر شد بنا بر عدم اختصاص ربا به بيع از معاوضات . و همچنين [ است ] اگر يكى قرض داد ، و متعقّب شد به قرض ديگرى مقدار زائد را ، پس از آن هر كدام ديگرى را ابراء نمودند ، يا آن كه بيع متساويين متعقّب شد به هبهء زيادتى .
و شرطيّت در بيع متساويين به شرط هبهء زيادتى ، يا قرض به شرط قرض جنس ديگر به وزن زائد با تبارى اگر چه بدون شرط باشد ، اظهر عدم جواز است ؛ و همچنين هبهء به شرط هبه بنا بر رجوع به معاوضه و جريان ربا در آن ؛ بخلاف بيع مقدارى به مبلغى به شرط بيع