تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
جهاد به معناى متقدّم با او است ، و عدم جواز امر به آن يا اذن در آن براى فقيه است اگر چه خودش به وظيفه [ اى ] كه احراز نموده عمل مىنمايد . جهاد از كفائى بودن خارج نمىشود و عينى نمىشود بر شخصى يا اشخاصى مگر با تعيين امام اصل يا نائب خاص بنحو متقدّم براى مصلحتى كه در تعيين بداند . و همچنين متعيّن مىشود به سبب نذر و عهد و يمين و به اجاره و نحو آن كه متعلَّق به انجام اين واجب كفائى با قطع نظر از تعيين بشود . و همچنين متعيّن مىشود در صورت حرمت فرار از زحف .

دفاع

و گاهى واجب مىشود قتال بدون حضور امام يا منصوب او ، مثل اين كه هجوم نمايند بر بلاد اسلام ، كسانى كه بترسند از آنها بر عَلَم اسلام ، به واسطهء ارادهء استيلاء بر بلاد اسلام ، يا به اسارت بردن مسلمين ، يا به اغتنام اموال مسلمين و نحو اينها كه در آن ضعف اسلام يا مسلمين است . و ظاهر است تحقّق آن در هجوم كفّار بر مسلمين يا اتباع كفّار كه به اسم اسلام اقرار دارند و ساعى در هدم قاعدهء مهمّه از قواعد اسلام مىباشند ، يا آن كه شخصى در ضمن كفّار باشد اگر چه اهل حرب باشند ، جماعتى از دشمنان ايشان از كفّار هجوم نمايند بر آنها و دفاع كند از خودش و به تبع خودش از كفّارى كه با او هستند . و اين قسمْ دفاع است و منوط به اذن امام يا منصوب او نيست ، و واجب است مطلقا بر قادر .

جريان و عدم جريان حكم شهيد بر مقتول در دفاع

و اظهر عدم جريان احكام شهيد ، بر مقتول در معركه در دفاعِ جائزِ از اموال است ؛ چنانچه دفاع با حضور امام اصل ، يا نائب خاص او ، خارج از بحث است . و دفاعهاى واجب ديگر از نفس و حريم كه مشروط نيست و با حضور امام و نائب خاص نيست ، محل تأمّل است
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 300 | الشيخ محمد تقي بهجت