فراموش كند تند رفتن را ، هر جا كه به خاطرش آمد ، پشت پشت برگردد تا به موضع تند رفتن برسد پس تند برود .
فصل پنجم : در تقصير است
واجب است بعد از فراغ از سعى ، « تقصير » . و آن گرفتن بعضى از ناخنها يا قدرى از شارب است . « 1 » و نيّت چنين كند كه تقصير مىكنم به جهت مُحلّ شدن از عمرهء تمتّع در فرض حجّة الاسلام به جهت اطاعت و فرمانبردارى خداوند عالم .
و تراشيدن كفايت نمىكند از تقصير ، بلكه حرام است . « 2 » ترك تقصير و بدان كه كسى كه تقصير را فراموش كند تا وقتى كه احرام حج او منعقد شود ، عمرهء او تمام است و بر او فديه است يك گوسفند على الأحوط . و اگر عمداً ترك كند تا مُحرِم به حج شود ، جمعى تصريح فرمودهاند به آن كه عمرهء تمتّع او باطل است و حج او افراد مىشود و بعد از آن عمرهء مفرده مىكند ، و بعضى تصريح كردهاند كه حج را در سال آينده اعاده مىكند ، و بعضى احرام ثانى را باطل مىدانند و تقصير را بر او لازم مىدانند با سعهء وقت از براى ادراك حج تمتّع .
و شخص مُحرم بعد از تقصير ، حلال مىشود از براى او به غير از سر تراشيدن « 3 » ، جميع
هامش
« 1 » و مانند اينها قدرى از موى سر يا ريش است .
« 2 » و مأمورٌ به اراقهء دَم است اگر تراشيد به جاى تقصير ، در نصّ و فتواى مشهور .
« 3 » ظاهر ، عدم حرمتِ احرامى آن است ؛ و اما حرمت به جهت منافات با وجوب توفير در وقتى كه احتمال وجوب دارد كه بعد از سى روز از ماه اوّل حج باشد ، يا وقتى كه يك ماه به وقت حج نمانده باشد ، پس محل تأمّل است .