نجاست را و برگردد و تمام كند طواف را ؛ و احوط استيناف است بعد از اتمام ، خصوصاً با تخلَّل فعل كثير كه موجب قطع طواف بوده باشد قبل از اكمال چهار شوط ؛ و همچنين است حكم ، هر گاه نجاستْ عارض ثوب يا بدن شود در حال طواف ، و كفايت اتمام در اين جا اظهر است . و اگر فراموش كند نجاست را و طواف كند ، پس اقوى و احوط ، اعادهء طواف است . « 1 »
شرط سوّم : « ختنه كردن است در حق مردان »
پس بدون آن ، طواف باطل است . و اين شرط در بارهء زنان نيست . و احوط ثبوت اين شرط است در بارهء اطفال كوچك .
پس اگر بدون ختنه طواف كند ، يا طواف دهند آنها را طواف نساء از ايشان باطل خواهد بود ؛ پس زن از براى ايشان بعد از بلوغ ، حلال نخواهد بود ، مگر آن كه تداركِ طواف نساء نمايد به خود يا نائب .
شرط چهارم : « ستر عورت » است
بنا بر احوط بلكه اقوى . و معتبر است در آن ، اباحه ؛ بلكه احوط ملاحظهء جميع شرايط لباس مصلَّى است در آن ، نظر به حديث مشهور كه طواف در حكم نماز است .
شرط پنجم : « نيّت » است
« 2 » و نيّت چنين كند كه « هفت دور طواف خانهء كعبه مىكنم طواف عمرهء تمتّع از فرض حجّة الاسلام به جهت اطاعت فرمان خداوند عالم » .
واجبات داخليّهء طواف
و اما واجبات داخل در حقيقت آن ، هفت است پس :
شروع از حجر الاسود
اوّل : ابتدا كردن است به « حجر الأسود » به نحوى كه تمام بدن او مرور كند بر تمام حجر الأسود .
و چون تحقّق اين معنى بر وجه حقيقت ، بسيار متعسّر بلكه متعذّر است ، اكتفاء
هامش
« 1 » بلكه صحّت ، خالى از وجه نيست .
« 2 » و در اعتبار اخطار و كفايت داعى ، مانند نماز است .