و اگر احتياج به رفيق دارد و رفيق پيدا نشود واجب نيست . و اگر محتاج باشد تحصيل او به بذل مالى مجحف ، واجب نيست ، و گر نه واجب است .
حدوث مانع و فرض لزوم استنابه و گونه هاى عذر و يأس
اگر مانعى در سال استطاعتِ ماليّه از حج پيش آمد ، از قبيل مرض يا عدوّ ، مباشرت در آن سال واجب نيست ، و اظهر وجوب استنابه است بنحو فوريّت ما دام مانعْ باقى است و [ ما دام ] استطاعت ماليّه باقى است و مأيوسِ از رفع مانع است . و اگر بر خلاف غالب [ مانع ] رفع شد ، وجوب اعاده با بقاء استطاعت ، بلكه مطلقاً ، احوط است .
و اگر مستقر شد بر او حجِ مباشرتى و ترك كرد تا آن كه مانع پيش آمد و مأيوس از رفع آن شد ، واجب است استنابه . و حكم اعاده بعد از بُرء غيرِ غالب ، گذشت .
و اگر اميد زوال عذر بود ، احوط ، فوريّت وجوب استنابه است ، لكن اظهر ، عدم فوريّت يا عدم وجوب است . و اگر استنابه كرد ، معلوم نيست واجب بوده ، پس با ارتفاع عذر ، اعادهء با مباشرت نمايد . و همچنين با استمرار و استمرار رجاء زوال كه غير غالب است ، احوط قضاء از او است بعد از موت ؛ و با عدم استمرار رجاء ، احوط تجديد استنابه است .
و در صورت وجوب استنابه ، عدم وجوب اعاده يا مباشرت با ارتفاع عذر غير غالب ، خالى از قوت نيست .
و در صورت سبق استقرار حج ، احوط جمع بين استنابهء فورى و لوازم مناسبهء با احتياط در آن است . و اگر استنابه كرد و عذر رفع شد ، اعاده مىنمايد از روى احتياط با ملاحظهء تفصيل مذكور .
ترك استنابه
و اگر ترك استنابهء واجبه كرد تا آن كه وفات نمود ، قضا مىنمايند از او . و اگر استنابه نمود و عذر مستمر بود تا زمان وفات ، پس ، از [ شخص ] مأيوس قضاءْ لازم نيست ؛ و از غير مأيوس ، احوط است ، چون محتمل است [ كه ] استنابهء او واجب نبوده . و از اين جهت ، در صورت