تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
صفو ، تأمّل است . و مقتضاى اصل ، عدم ثبوت اين گونه حقوق و املاك اختصاصيّه براى نائب امام است با فرض نيابت در جهاد ، پس ثمره ندارد بحث مذكور و به عمل امام عليه السلام رفع تأمّل مىشود . محبوب

حكم غنيمت در مقاتلهء بدون اذن امام عليه السلام

اگر مقاتله با اذن امام عليه السلام نباشد ، تمام غنيمت مال امام عليه السلام است نه خصوص خمس . و امر شيعه در حسنهء « حلبى » به تخميس غنيمت مأخوذه در لواى سلاطين جور ، محمول بر استحباب تخميس در مأخوذ از غنائم آنها مثل جوائز آنها ، يا اذن در جهاد با آنها بنحو حلال از غير ناحيهء توقّف بر اذن ، و الزام به تخميس كه مورد عمل آنها بنحو مجزى نبوده يا با احتمال تخميس آنها و عدم آن و خمس مال غير مخمّس استصحابى بوده ، و نحو اين محامل است .

ميراث بدون وارث

و همچنين از مختصّات امام 7 است ؛ ميراث كسى كه وارث خاصى ندارد از نسب و مصاهرت و ولاء تا ولاء امامت ؛ و در صحيح و غير آن ، تصريح به اندراج آن در انفال شده است .

معادن

معادن چنانچه گذشت تابع زمين مىباشند در ملك و اباحه ، پس در مباحات اصليّه و در ملك خاص شخصى ، مملوك مُخرِج است و بر او است خمس .

تصرّف شيعه در ملك امام عليه السلام

و در ملك امام ، تصرّفات شيعه در همهء آن چه در ظاهر و باطن آن است مثل احياء و تملَّك همه به احياء ، جائز است ، و بر مُخرِج از شيعه كه متملَّك معدن مىشود مثل اشجار آن زمين را اگر قطع نمايد خمس است . و در مفتوح العنوهء آن اگر به تبع آثار ، تملَّك زمين نمايد ، همين حكم ثابت است و گر نه امر آن مربوط به حاكم شرع است . انفال و آن چه ملك امام است اگر چه خمس غنائم باشد ، آن چه به دست شيعه بيايد ، بر
جامع المسائل ( فارسي ) — صفحة 126 | الشيخ محمد تقي بهجت