ج جايز نيست « 1 » على الأقوى ، في الواجبَين ؛ و على الأحوط ، في المندوبين ، امّا ازالهء نجاست به آن مىتوان نمود « 2 » .
و معتبر است در حكمِ طهارتِ آب غسالهء استنجاء دو چيز ، اول : آن كه متغيّر به نجاست در بو و رنگ و مزهء نجاست نشده باشد . و اجزاى نجسى كه در زمان استنجاى به آب از محل جدا مىشود ، آب را نجس نمىكند « 3 » ، مگر آن كه آب را متغيِّر نمايد .
دوم : نجاستى از خارج به أو نرسيده « 4 » باشد ؛ و از اين قبيل است نجاستى كه از محلّ متعارف ، تعدّى كرده باشد « 5 » .
س اگر غائط از مخرج تعدّى نكرده ، لكن در وقت استنجاى به احجار و كلوخ ، تعدّى كند ، چه صورت دارد ؟
ج اگر در غالب ، به غير همين نَحو ، استنجا ميسّر نباشد ، دور نيست كه تعدّى ضرر نداشته باشد ، و الَّا مشكل است .
حكم آب مشتبه
س آب طاهر هر گاه مشتبه شود به نجاست ، آيا رافع حدث و خبث هست يا نه ؟
ج حكم مسأله در باب وضو خواهد آمد ، ان شاء الله .
س اگر مشتبه شود آب مطلق به مضاف ، رافع حدث و خبث هست يا نه ؟
ج رافع خبث نيست مگر اين كه مكرّر كند عمل را ؛ و امّا در رفع حدث ، احوط اقتصار
هامش
« 1 » بلكه عدم جواز ، احوط است با خود آب استنجا ، نه با ملاقى آن .
« 2 » خالى از تأمّل نيست .
« 3 » مشكل است با صدق ملاقات ثوب و يد مثلا با خود آن اجزا .
« 4 » و همچنين از داخل غير غائط ، مانند خون .
« 5 » در خصوص غسالهء غَسلِ متعدّى اگر تفكيك ممكن باشد ، و گر نه در غساله مجموع .