آوردن ، پاك نمىشود ؛ و در جامهء بدنش ، احوط اجتناب است « 1 » .
تبعيّت
هشتم : تبعيّت است ، مانند تبعيّت طفلى كه پدر يا جدّ يا مادر أو اختيار اسلام نموده باشد ، پس آن طفل نيز پاك مىشود و همچنين پاك مىشود طفلى كه أو را مسلمى اسير كرده باشد و پدر يا مادر يا يكى از اجداد و جدّاتش با أو نباشد ؛ و اگر يكى از آنها با أو باشد ، حكم به طهارت أو نمىشود على اشكال .
و اقوى عدم جريان تبعيّت « 2 » است ، در كنار چاهى كه آب آن به تغيير ، نجس شده باشد بعد از پاك شدن آب چاه .
و ظرف شراب پس از سركه شدن آن ، بالتبع پاك مىشود . و نيز پاك مىشود دستِ غسل دهندهء ميت ؛ و در غير آن از تخته و ساير آلات اشكال است اگر چه طهارت خصوص تخته و خرقه كه ستر عورت به آن مىشود ، بعيد نيست .
زوال عين نجاست از ظاهر حيوان و باطن انسان
نهم : « زوال عين نجاست » با احتمال طهارت و لو بعيداً على الأحوط « 3 » از بدن حيوان صامت زنده مطلقا ، و خصوص باطن انسان ، چون سوراخ بينى و فضاى دهن و مانند اينها ، اگر چه زوال عين كافى است ، على الاقوى .
غيبت
دهم : « غيبت » ، پس هر گاه بعد از يقين به نجاستِ بدن انسانى ، يا نجاست رخت ، يا
هامش
« 1 » و اظهر طهارت است .
« 2 » اقوائيّت ، محلّ تامّل است . و از قبيل طهارت به تبعيّت است ، طهارت آلات معمولهء در طبخ عصير تا بعد از تثليث ، و اطراف داخل چاه پس از پاك شدن آب آن ، و آن چه براى تخليل ، طرح در خمر يا آب انگور يا خرما مىشود .
« 3 » اظهر اطلاق طهارت است .