مجوس و دهرى ، يا آن كه با اختيار اسلام ، انكار ضرورى دين اسلام « 1 » نمايد يا صادر
هامش
« 1 » در صورت منافات با بقاى تصديق به وحدانيّتِ خالق ، يا بقاى تصديق به نبوّت . و از اين باب است على الظاهر كفر نواصب و غلات و خوارج ، كسانى از ايشان كه كفرشان و نجاستشان ، اجماعى است .
و كفر مجسِّمه و مجبِّره و مفوِّضه ، مبنى بر اندراج در اصل مذكور است ؛ پس اگر مندرج است و لو در خصوص بعض از ايشان ، كافر و نجس مىباشند ، و الَّا محكوم به طهارتند .
و همچنين سابّ النبيّ و الائمة المعصومين عليهم السلام كه عداوت عمليّه و انكار عملى است مودّت واجبه بالضرورة را و موجب نصب است . و امّا مجرّد وجوب قتل ، پس موجب ارتداد است اگر حد نباشد .
و حكم ولد زنا در حال عدم بلوغ و عدم وصف اسلام گذشت ؛ امّا با بلوغ و وصف اسلام ، پس اظهر كما هو المشهور طهارت ايشان است و همچنين با وصف اسلام قبل از بلوغ بنا بر شرعيّت عبادات ايشان با فرض عدم حكم به طهارت بدون وصف .
و اقرب القولين و احوطهما در ذمّى ، نجاست است ، چنانچه در متن مسطور است . و مراد از خارجى در متن ، خوارج است . و مرتدّ بعد از زوالِ ارتداد به توبه و اسلام ، طاهر است حتى فطرى على الأظهر .
و حكم ثعلب و ارنب و وزغه كه عبارتند از : روباه و خرگوش و چلپاسه ، گذشت . و اظهر طهارت مُسوخات است در غير معلوم الطهاره أو النجاسه ، چنان كه گذشت .