لكن در بول و خرءِ حيوان حرام گوشت اگر پرنده باشد ، اشكال است « 1 » .
و خفّاش كه آن را در عرف عجم ، « شبپره » و « شب كور » مىگويند حرام گوشت است و اقوى طهارت بول و خرء أو است ؛ « 2 » لكن پرستوك ، حلال گوشت و فضله اش پاك است .
منىّ
سوّم : « منى » از هر حيوانى كه خون جهنده داشته باشد ، نجس است ، خواه حرام گوشت باشد يا نه . و منىِ هر حيوانى كه خون جهنده ندارد ، پاك است .
ميته ( مردار )
چهارم : ميتهء حيوانى كه صاحب خون جهنده « 3 » باشد و همچنين هر جزئى از آن كه زندگانى در آن قرار گيرد .
و آن چه از حيوانات زنده جدا مىشود و حيات در آن حلول نموده نجس است ؛ بلى پوستى كه از لب يا جوش بدن يا سر كچل يا بدن جَربدار جدا مىشود « 4 » پاك است ؛ و همچنين جزئى كه از بيخ مو ، وقت جدا شدن آن به واسطه شانه زدن و شبه آن جدا شود ، پاك است .
هامش
« 1 » اقوى نجاست است .
« 2 » احتياط در اجتناب از بول و خرءِ خشّاف « كه » خفاش « هم گفته شده است ترك نشود .
« 3 » اگر چه حيوان آبى ، صاحب خون جهنده باشد على الأظهر . و فرقى بين غير آدمى و آدمى نيست على الأظهر الأحوط در نجاست ، مگر آن كه بعد از تغسيلِ ميّت از آدمى باشد ؛ و استثناى كسى كه وظيفه ، تقديم غسل اوست بر موت ، و معصوم عليه السلام ، و شهيد ، خالى از وجه نيست .
« 4 » احوط در مذكورات و امثال آنها ، اقتصار بر موارد عسر و حرج در اجتناب ، يا ثبوت سيره در معاملهء طهارت [ با ] آنها است .