نجس شوند ، يعنى آب نجس به جوف آنها برود ، تطهيرشان به چه نحو است ؟
ج تطهيرِ ظاهر آنها مىشود ، اما باطن ، تطهير آن مشكل است ، مگر آن كه علم به نفوذ آب در آنها حاصل « 1 » شود به مجرّد خيسيدن در آب .
تطهير ظروف
س هر گاه حب يا كوزه يا شبه آن مثلا ، آب نجس به جوف آنها برود ، چه بايد كرد ؟
ج اينها را نيز بخشكانند ، بعد از آن در آب كر يا جارى بگذارند دو مرتبه على الأحوط كه آب در آنها نفوذ كند ، پاك مىشود و اقوى كفايتِ يك مرتبه است « 2 » .
فشار دادن ثياب هنگام تطهير
س فرش يا لحاف يا حصيرى كه ريسمان دارد اگر نجس شود ، داخل آب كرّ يا جارى كنند ، بعد از ازالهء نجاست ، آيا احتياج به لگد و فشارِ آن هست يا نه ؟
ج حاجت به فشار و نحوه نيست « 3 » .
تطهير باطن
س هر گاه مغز هندوانه يا خربزه و مانند آن نجس شود ، به آب كر يا جارى ، ممكن است تطهير آنها يا نه ؟
هامش
« 1 » بعد از تجفيف و رعايتِ نفوذ آب به صفتِ اطلاق در باطن در كثير ، مثل كرّ يا جارى ، على الأحوط .
« 2 » بلكه كفايت يك مرتبه در مطلق اوانى در غير ولوغ كلب و خنزير حتى در قليل و در غَسل از بول و خمر و موت جُرَذ كه موش نر بزرگِ صحرايى است خالى از قوت نيست اگر چه احتياطِ در تعدّد ، اولى است ؛ بلكه احتياط در تثليث خصوصاً در خمر و موتِ جُرَذ ، انسب و اولى است .
« 3 » گذشت احتياط در آن چه قابل فشار است و همچنين است مانند آن ؛ پس احتياط ، در اخراج غساله است .