خوف ضرر از استعمال آب
سوّم : ترسيدن از استعمال آب به جهت ناخوشى يا درد چشم يا ورم يا زخم يا دمل يا امثال اينها از چيزهائى كه با وجود آنها استعمال آب ، موجب ضرر « 1 » است ، اگر ملحق به جبيره يا آن چه در حكم آن است نبوده باشد .
مشقّت زياد در استعمال آب
چهارم : آن كه در استعمال آب ، الَمِ شديدى باشد كه به حسب عادت ، تحمّل آن نتوان نمود ، و از اين قبيل است شدت سرما .
و اگر استعمال آب ، سبب تركيدن پوست بشره يا دُرُشت شدن آن بشود به قسمى كه تحمّل آن به حسب عادت دشوار باشد ، تيمّم مىكند ، خواه سبب بيرون آمدن خون بشود يا نه و خواه به سبب سردى هوا باشد يا نه .
ذلَّت در تحصيل آب
پنجم : تحصيل آب ، محتاج باشد به تحمّل منّت و ذلَّت ، كه به حسب عادت تحمّل آن
هامش
« 1 » ضررى كه دخالت در حدوث مرضى يا بقاى آن دارد ، حتّى شَين و آن چه روى پوست ظاهر مىشود و موجب تَرك خوردگى در پوست بدن كه سبب آمدن خون يا ناملائمات ديگر مىشود . و امّا ضرر يسيرِ غير معتنى به در نزد عقلاء ، پس اثرى ندارد .
و فرقى در اسباب خوفِ مرض نيست .
و اگر ممكن است فرار از مخوف به گرم كردن آب ، واجب است . و مئونه اى كه بىضرر باشد ، يا ضررش قابل تحمّل باشد ، لازم است .