غسل كند به قصد آن چه بر أو است از اتمام يا غسل تامّ ، و وضو « 1 » بسازد .
و اگر حدث اكبر در اثناى غسل واقع شود : اگر همان حدثى كه رفع آن را مىكرد واقع شود ، اعادهء غسل « 2 » نمايد به شرط عدم « 3 » استمرار ؛ و اگر غير آن واقع شود ، غسل « 4 » باطل نمىشود ، و جايز است استيناف غسل براى رفع هر دو حدث ، و وضو مىسازد اگر حادث ، جنابت نباشد .
هامش
« 1 » يعنى وجوباً .
« 2 » على الأحوط بعد از تطهير ظاهر و در صورتِ انقطاع قبل از غسل .
« 3 » بعد از وقوع در اثناى غسل ؛ و همچنين اعاده نمايد نماز و مقدّمات آن را در صورت رؤيت قبل از اتمام نماز على الأحوط .
و احوط تأخير نماز و مقدّمات آن است تا زمانى كه مىداند انقطاع خون را در آن زمان ، چه بُرء باشد ، چه فترت داشته .
« 4 » لكن رعايت ترك تأخير نماز بشود اگر چه به استيناف و اتيان به يك غسل به قصد تمام آن چه در ذمّه است از استحاضه و جنابت يا مسّ ميت .